make one's rounds


1- (دکتر) به عیادت بیماران در بیمارستان رفتن 2- گشت زدن

انگلیسی به انگلیسی

• make the visits that one must make, complete a series of visits

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• گشت زدن / سرکشی کردن
• بازدیدهای دوره ای انجام دادن
• به صورت منظم از مکان ها یا افراد مختلف دیدن کردن
🔸 مثال ها:
• "The doctor is making his rounds in the hospital to check on the patients. "
...
[مشاهده متن کامل]

پزشک در بیمارستان در حال سرکشی از بیماران است.
• "The security guard makes his rounds every two hours to ensure everything is safe. "
نگهبان امنیتی هر دو ساعت یک بار گشت می زند تا از ایمنی همه چیز مطمئن شود.
• "The manager made her rounds through the office, greeting everyone and checking on the progress of projects. "
مدیر در دفتر گشت زد و با همه احوالپرسی کرد و پیشرفت پروژه ها را بررسی کرد.