🔸 مثال ها:
"Their marriage was on the rocks, but they went to counseling and made it work. "
ازدواجشان در آستانه فروپاشی بود، اما به مشاوره رفتند و اوضاع را درست کردند.
"We don't have enough money for a new car, but we'll make it work with the old one for another year. "
... [مشاهده متن کامل]
پول کافی برای ماشین جدید نداریم، اما سال دیگر را با ماشین قدیمی از عهده می آییم ( کاریش می کنیم ) .
"The software had bugs, but the developer made it work before the deadline. "
نرم افزار باگ داشت، اما توسعه دهنده قبل از ضرب العجل آن را راه انداخت.
ازدواجشان در آستانه فروپاشی بود، اما به مشاوره رفتند و اوضاع را درست کردند.
... [مشاهده متن کامل]
پول کافی برای ماشین جدید نداریم، اما سال دیگر را با ماشین قدیمی از عهده می آییم ( کاریش می کنیم ) .
نرم افزار باگ داشت، اما توسعه دهنده قبل از ضرب العجل آن را راه انداخت.
از پس چیزی بر اومدن
یک جوری با قضیه کنار امدن
انجام دادن یا درست کردن چیزی
یه کاریش می کنم.
مثال :
بطور درست کاری را انجام دادن. با قدرت و جان و دل، کاری را به ثمر رساندن
نگران نباش، انجامش میدیم ( با موفقیت بپایان میرسونیمش )