make it work

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
"Their marriage was on the rocks, but they went to counseling and made it work. "
ازدواجشان در آستانه فروپاشی بود، اما به مشاوره رفتند و اوضاع را درست کردند.
"We don't have enough money for a new car, but we'll make it work with the old one for another year. "
...
[مشاهده متن کامل]

پول کافی برای ماشین جدید نداریم، اما سال دیگر را با ماشین قدیمی از عهده می آییم ( کاریش می کنیم ) .
"The software had bugs, but the developer made it work before the deadline. "
نرم افزار باگ داشت، اما توسعه دهنده قبل از ضرب العجل آن را راه انداخت.

از پس چیزی بر اومدن
یک جوری با قضیه کنار امدن
انجام دادن یا درست کردن چیزی
یه کاریش می کنم.
1 - to do anything in your power to make a project succeed
2 - to make something work properly
مثال :
- . We have to complete this work by tomorrow
- . Don't worry, we'll make it work by the deadline

make it work means:to do something properly
بطور درست کاری را انجام دادن. با قدرت و جان و دل، کاری را به ثمر رساندن
example:don't worry we'll make it work
نگران نباش، انجامش میدیم ( با موفقیت بپایان میرسونیمش )