🔸 معادل فارسی:
• دُزِ سنگین تری از آن در نظر گرفتن
• شدت یا میزانِ آن را بیشتر کردن
• تأثیر یا فشارِ آن را تشدید کردن
🔸 مثال ها:
"Instead of de - escalation, the administration decided to make it a heavier dose of military pressure. "
... [مشاهده متن کامل]
به جایِ کاهشِ تنش، دولت تصمیم گرفت که دُزِ سنگین تری از فشارِ نظامی را به کار گیرد.
• "The doctor advised me to make it a heavier dose if the pain didn't subside. "
دکتر به من توصیه کرد که اگر درد فروکش نکرد، دُزِ آن را سنگین تر کنم.
• "The company made it a heavier dose of advertising to revive sales. "
این شرکت برایِ احیایِ فروش، دُزِ سنگین تری از تبلیغات را به کار گرفت.
• "The critics say the new law makes it a heavier dose of government control over the economy. "
منتقدان می گویند که قانونِ جدید، دُزِ سنگین تری از کنترلِ دولت بر اقتصاد را اعمال میکند.
• دُزِ سنگین تری از آن در نظر گرفتن
• شدت یا میزانِ آن را بیشتر کردن
• تأثیر یا فشارِ آن را تشدید کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
به جایِ کاهشِ تنش، دولت تصمیم گرفت که دُزِ سنگین تری از فشارِ نظامی را به کار گیرد.
دکتر به من توصیه کرد که اگر درد فروکش نکرد، دُزِ آن را سنگین تر کنم.
این شرکت برایِ احیایِ فروش، دُزِ سنگین تری از تبلیغات را به کار گرفت.
منتقدان می گویند که قانونِ جدید، دُزِ سنگین تری از کنترلِ دولت بر اقتصاد را اعمال میکند.