🔸 معادل فارسی:
• کارِ ساده را سخت و پیچیده جلوه دادن
• قضیه را بزرگ کردن، از کاه کوه ساختن
• بیش از حد به خود زحمت دادن برای انجام کاری ساده
• آب را گل آلود کردن
🔸 مثال ها:
( زندگی روزمره ) :
... [مشاهده متن کامل]
"Instead of just fixing the leaky tap, he made heavy weather of it and turned it into a full bathroom renovation. "
به جای اینکه فقط شیر آب چکه کن را تعمیر کند، از کاه کوه ساخت و موضوع را به یک بازسازی کامل حمام تبدیل کرد.
( محیط کار ) :
"The intern made heavy weather of the photocopying job, checking every single page for alignment errors. "
آن کارآموز از کار ساده فتوکپی یک غول ساخت و هر صفحه را برای خطای هم ترازی چک می کرد.
( مذاکره و تصمیم گیری ) :
"The committee made heavy weather of the decision, debating for hours over minor details. "
کمیته از تصمیم گیری غول ساخت و ساعت ها بر سر جزییات جزئی بحث کردند.
( کمک به دوست ) :
"A: 'Can you help me move this sofa?' B: 'Stop making such heavy weather of it! Just lift the other end. '"
الف: می تونی به من کمک کنی این مبل رو جابه جا کنم؟ ب: دست از قضیه بزرگ کردن بردار! فقط اون طرف رو بلند کن.
• کارِ ساده را سخت و پیچیده جلوه دادن
• قضیه را بزرگ کردن، از کاه کوه ساختن
• بیش از حد به خود زحمت دادن برای انجام کاری ساده
• آب را گل آلود کردن
🔸 مثال ها:
( زندگی روزمره ) :
... [مشاهده متن کامل]
به جای اینکه فقط شیر آب چکه کن را تعمیر کند، از کاه کوه ساخت و موضوع را به یک بازسازی کامل حمام تبدیل کرد.
( محیط کار ) :
آن کارآموز از کار ساده فتوکپی یک غول ساخت و هر صفحه را برای خطای هم ترازی چک می کرد.
( مذاکره و تصمیم گیری ) :
کمیته از تصمیم گیری غول ساخت و ساعت ها بر سر جزییات جزئی بحث کردند.
( کمک به دوست ) :
الف: می تونی به من کمک کنی این مبل رو جابه جا کنم؟ ب: دست از قضیه بزرگ کردن بردار! فقط اون طرف رو بلند کن.
کار ساده را سخت و پیچیده جلوه دادن
بیخودی سخت گرفتن
از کاه کوه ساختن
بیخودی سخت گرفتن
از کاه کوه ساختن
زیادی سخت گرفتن
زیادی سخت کردن
زیادی سخت کردن
ترجمه ی زیر هم آورده شده
( کار کوچکی را ) بزرگ جلوه دادن
( کار کوچکی را ) زیادی گنده کردن
؟Why does he need to make such heavy weather of a simple task
چه نیازی هست که انقدر گنده اش کنیم یک کار ساده را
... [مشاهده متن کامل]
She's making such heavy weather of that report she's writing.
او دارد زیادی گنده اش می کند آن گزارشی که داره می نویسد را
an actor who makes heavy weather of what should be a simple scene
یک بازیگر که زیادی بزرگنمایی می کندآنچه را که باید یک صحنه ی ساده باشد.
. . . . . . . . . . . .
ولی با توجه به didficulty وfind sth hard که در تعریف این اصطلاح آمده، همان "مته به خشخاش گذاشتن"، "ایراد ملا لغتی گرفتن" ، " وسواس زیادی به خرج دادن" ترجمه ی صحیح تری می باشد
( کار کوچکی را ) بزرگ جلوه دادن
( کار کوچکی را ) زیادی گنده کردن
چه نیازی هست که انقدر گنده اش کنیم یک کار ساده را
... [مشاهده متن کامل]
او دارد زیادی گنده اش می کند آن گزارشی که داره می نویسد را
یک بازیگر که زیادی بزرگنمایی می کندآنچه را که باید یک صحنه ی ساده باشد.
. . . . . . . . . . . .
ولی با توجه به didficulty وfind sth hard که در تعریف این اصطلاح آمده، همان "مته به خشخاش گذاشتن"، "ایراد ملا لغتی گرفتن" ، " وسواس زیادی به خرج دادن" ترجمه ی صحیح تری می باشد
مته به خشخاش گذاشتن
وسواس زیادی به خرج دادن
ایراد ملا لغتی گرفتن از چیزی
؟Why does he need to make such heavy weather of a simple task
چه نیازی هست که انقدر مته به خشخاش بگذارد برای یک کار ساده
... [مشاهده متن کامل]
She's making such heavy weather of that report she's writing.
او دارد وسواس زیادی به خرج نی دهد درباره آن گزارشی که داره می نویسد
وسواس زیادی به خرج دادن
ایراد ملا لغتی گرفتن از چیزی
چه نیازی هست که انقدر مته به خشخاش بگذارد برای یک کار ساده
... [مشاهده متن کامل]
او دارد وسواس زیادی به خرج نی دهد درباره آن گزارشی که داره می نویسد