make flexing

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خودنمایی کردن / به رخ کشیدن ( معمولاً با هدفِ جلبِ توجه یا نشان دادنِ برتری )
• ( در زمینه ی ورزشی ) عضله سازی و نشان دادنِ آن
• ( در معنایِ مجازی ) نشان دادنِ ثروت، قدرت، یا موفقیت به صورتِ اغراق آمیز
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "He's always making flexing posts on Instagram with his luxury cars. "
( او همیشه در اینستاگرام با ماشین هایِ لوکسش خودنمایی می کند. )
• "She's not just making flexing; she's genuinely proud of her achievements. "
( او فقط خودنمایی نمی کند؛ او واقعاً به دستاوردهایش افتخار می کند. )
• "Stop making flexing in front of people who can't afford it. "
( جلویِ کسانی که تواناییِ مالیِ آن را ندارند، دست از خودنمایی بردار. )
• "The influencer's entire page is just a way of making flexing about their lifestyle. "
( کلِ صفحه یِ این اینفلوئنسر فقط یک راه برای به رخ کشیدنِ سبکِ زندگیِ خود است. )