make drop off

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• رسوندن، تحویل دادن ( چیزی یا کسی به جایی )
• پیاده کردن ( کسی را در مقصد )
• ترک کردن و رفتن ( در بافت خیابانی )
🔸 مثال ها:
“I need to make a drop off at the post office before noon. ”
...
[مشاهده متن کامل]

باید قبل از ظهر یه بسته رو برسونم پست خونه.
“He made a drop off at the warehouse and left. ”
محموله رو تو انبار تحویل داد و رفت.
“She made me drop off at the corner. ”
منو پیاده کرد سر کوچه.
🔸 نکته:
Make drop off بیشتر به معنی تحویل محموله یا بسته هست تا جابجایی شخص. برای افراد معمولاً از drop someone off استفاده می شه. این عبارت توی فضای غیررسمی، پیک موتوری و حتی فیلم های جنایی ( تحویل پول یا کالا ) کاربرد داره.