make a go of it
/meɪk ə goʊ ʌv ɪt//meɪk ə gəʊ ɒv ɪt/
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
با موفقیت پیش بردن
به عنوان اصطلاحی غیررسمی: �ترکاندن� ــ مثل وقتی که می گوییم طرف در کار ساخت وساز ترکانده است؛ کار کسی حسابی گرفتن.
به موفقیت رساندن
موفق شدن
تحقق ببخشیدن، عملی کردن، به سرنجام رساندن
to do something successfully
She was determined to make a go of her programming business.
برای انجام کاری تلاش کردن و از پس انجام آن به خوبی بر آمدن ( خصوصا در مورد یک بیزنس و یا رابطه )