make a contribution
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
کمک کردن ( به موفقیت یا به ثمر رساندن چیزی )
He makes useful contributions in class and has the ability to explain difficult ideas clearly to less able pupils
او در کلاس کمک های مفیدی می کند و این توانایی را دارد که ایده های دشوار را به روشنی برای دانش آموزان کم توان تر بیان کند.
او در کلاس کمک های مفیدی می کند و این توانایی را دارد که ایده های دشوار را به روشنی برای دانش آموزان کم توان تر بیان کند.
در انجام کاری سهیم بودن
در امری سهیم بودن
شما می توانید به چندین روش در این امر سهیم باشید.
کمک به چیزی
بنابراین هدف تحقیق در مطالعات ترجمه، کمک به این رشته است.
متأثر کردن
همیاری مالی کردن
۱ - باعث شدن
۲ - کمک یا همکاری کردن
۲ - کمک یا همکاری کردن
کاری برای کمک به موفقیت یا تولید آن انجام دهید.
کمک مالی کردن
سهیم شدن
مشارکت کردن، شراکت کردن/داشتن
سهم داستن. نقش ایفا کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)