make a contribution

انگلیسی به انگلیسی

• donate, give (money, time, etc.)

پیشنهاد کاربران

کمک کردن ( به موفقیت یا به ثمر رساندن چیزی )
He makes useful contributions in class and has the ability to explain difficult ideas clearly to less able pupils
او در کلاس کمک های مفیدی می کند و این توانایی را دارد که ایده های دشوار را به روشنی برای دانش آموزان کم توان تر بیان کند.
☆ make your contribution
در انجام کاری سهیم بودن
در امری سهیم بودن
Ex. You can make your contribution in a number of ways.
شما می توانید به چندین روش در این امر سهیم باشید.
☆ make a contribution to sth
کمک به چیزی
Ex. The aim of Translation Studies research is therefore to make a contribution to the field.
بنابراین هدف تحقیق در مطالعات ترجمه، کمک به این رشته است.
متأثر کردن
همیاری مالی کردن
۱ - باعث شدن
۲ - کمک یا همکاری کردن
کاری برای کمک به موفقیت یا تولید آن انجام دهید.
کمک مالی کردن
سهیم شدن
مشارکت کردن، شراکت کردن/داشتن
سهم داستن. نقش ایفا کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)