معنی: برتری، علو، حضرت، اعلیحضرت، بزرگی عظمت و شان و اقتدارمعانی دیگر: اقتدار، ابهت، عظمت، افرند، اورنگ، مهستی، فرهمندی، شکوهمندی، (پس از your یا his و غیره - m بزرگ) اعلیحضرت، علیاحضرت، مقام و قدرت سلطنت، پادشاهی، باضمیر اعلیحضرت بصورت خطاب، سلطنت
• (1)تعریف: the greatness, dignity, or power of a sovereign or sovereign being. • مترادف: kingship, nobility, royalty • مشابه: aristocracy, sovereignty
• (2)تعریف: sovereignty or authority. • مترادف: dominion, kingship, monarchy, rule, sovereignty, supremacy • مشابه: authority, power
• (3)تعریف: a person of royalty; dignitary. • مترادف: dignitary, monarch, noble, royalty • مشابه: aristocrat, peer
• (4)تعریف: (cap.) the form of reference or address for such a personage. • مترادف: Highness
- by order of Her Majesty
[ترجمه گوگل] به دستور اعلیحضرت [ترجمه ترگمان] به فرمان اعلی حضرت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. the majesty of the religious ceremonies of the japanese
شکوه مراسم و پایکوبی ژاپنیها
3. your majesty
اعلیحضرت
4. there was a majesty that surrounded the old, decrepit president
هاله ی شهواری،آن رئیس جمهور پیر و ناتوان را احاطه کرده بود.
5. the wit of john donne or the majesty of marlowe's rhyme?
لطافت طبع جان دان یا جلال اشعار مارلو؟
6. Ride on, ride on in majesty.
[ترجمه ممد] سوارشین، سوارش بشین سرورم
|
[ترجمه گوگل]سوار شوید، با شکوه و عظمت سوار شوید [ترجمه ترگمان]سوار شو، سوار شو، اعلیحضرت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. After touring the hospital, Her Majesty unveiled a commemorative plaque.
[ترجمه گوگل]اعلیحضرت پس از بازدید از بیمارستان از لوح یادبودی رونمایی کردند [ترجمه ترگمان]پس از سفر به بیمارستان، اعلی حضرت از یک لوح یادبود پرده برداری کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. The majesty of the occasion thrilled us all.
[ترجمه گوگل]عظمت این مناسبت همه ما را به وجد آورد [ترجمه ترگمان]اعلی حضرت همه ما را به هیجان می آورد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. The king is styled your Majesty or His Majesty.
[ترجمه گوگل]به پادشاه لقب اعلیحضرت یا اعلیحضرت داده می شود [ترجمه ترگمان]شاه اعلی حضرت یا اعلی حضرت است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. A spokesman for the Palace confirmed that Her Majesty would be visiting South Africa next year.
[ترجمه گوگل]سخنگوی کاخ تایید کرد که اعلیحضرت سال آینده از آفریقای جنوبی دیدن خواهند کرد [ترجمه ترگمان]سخنگوی کاخ تایید کرد که سال آینده اعلیحضرت از آفریقای جنوبی دیدن خواهند کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. The majesty of the skyscraper awed me .
[ترجمه گوگل]عظمت آسمان خراش مرا شگفت زده کرد [ترجمه ترگمان] اعلیحضرت آسمون خراش به من القا کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. This music has majesty, power and passion.
[ترجمه ف.ع.س] این آهنگ عظمت ( شکوه ) ، انرژی ( قدرت ) و شور و اشتیاق دارد
|
[ترجمه گوگل]این موسیقی دارای عظمت، قدرت و اشتیاق است [ترجمه ترگمان]این موسیقی اعلی حضرت قدرت و قدرت دارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Buckingham Palace announced today that Her Majesty would be visiting Japan next year.
[ترجمه گوگل]کاخ باکینگهام امروز اعلام کرد که اعلیحضرت سال آینده از ژاپن دیدن خواهند کرد [ترجمه ترگمان]کاخ باکینگهام امروز اعلام کرد که قرار است در سال آینده از ژاپن دیدن کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. We humbly beg Your Majesty to show mercy.
[ترجمه گوگل]با خضوع از اعلیحضرت تقاضای رحمت می کنیم [ترجمه ترگمان]ما با فروتنی از اعلی حضرت تقاضا می کنیم که به ما رحم کنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• royalty; sovereign authority; member of royalty your majesty, her majesty, or their majesties are used to address or refer to kings or queens.
پیشنهاد کاربران
Ma j e s t y : ما 10 5 19 20 25 ! ما یعنی هرکدام از ما افراد انسانی از نوزاد و کودک و نوجوان گرفته تا سالخوردگان و کهن سالان مجرب و دوران دیده و آماده ی بازگشت به حالت بهشت برین، در آفرینش سرمدی، ازلی یا اولیه به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر ۵ شاه و ۵ ملکه ی خودی و غیر بیگانه از هم و همگی بطور مطلق همزمان و همسن و در یک سن معتدل ملکوتی ( به احتمال قوی یا قریب به یقین در سن چهل سالگی ) و هرکدام در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، ثروتمندی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم. ... [مشاهده متن کامل]
در این عنوان پیشوند Ma با تلفظ ما، ضمیر اول شخص جمع در زبان فارسی بوده و 20 معادل عددی حرف t در ردیف حروف الفبای لاتین، برابر ست با دو تا ده و میتوان آنرا بصورت زوج عددی 1010 نوشت. یکی از ده ها برای هرکدام از مردان و ده دیگر برای هرکدام زنان دنیوی بصورت زوج در کنار و دَور و بر همدیگر. عدد 19 با تلفظ نُه ( تا غیبی ) و یک ( تا عینی ) مساوی با 10 و حرف j هم معادل عدد 10 میباشد. حرف e معادل عدد 5 حاکی از این حقیقت است که دهگانهای ملکوتی یا آسمانی، خودی و غیر بیگانه از هم، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه ی هرکدام از افراد انسانی از یک جنسیت نمیباشند بلکه دو جنسیتی اند؛ پنج تا مردانه و شاهانه و پنج تا زنانه و ملکهانه. حرف y هم معادل عدد 25 میباشد و میتواند باطنین پنج تا دو یا دوتا پنج برابر با ده بیان گردد و در کنار هم بصورت زوج عددی 55 نوشته شود و عدد بیست و پنج همچنین با تلفظ پنج و دو یا دو و پنج مساوی با 7 که اشاره به هفتگانی بودن سامان یا نظام کل گیتیائی، کیهانی و یا جهانی داشته در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست. المجست یا آلمجست بطلمیوس بصورت تفکیکی: ال مَ جست، با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر؛ اَل در زبان عربی حرف تعریف و تعَیُن می باشد مانند the در زبان انگلیسی و آل در زبان فارسی علاوه بر معنای تعلق داشتن به ایل، طایفه، تبار، خاندان، سلسله، . . به معنای اهل، طرفدار، هواخواه، پیرو و باورمند هم بوده است. مَ در اصل و ریشه به شکل ما بوده، یعنی ضمیر اول شخص جمع در زبان فارسی و سه حرف جست در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عددی ۶ ۱۵ ۴ میباشد با جمع عددی ۲۵ با تلفظ پنج تا دو یا دوتا پنج مساوی با ۱۰ و در کنار هم بصورت زوج عددی ۵۵ و این سه عدد با جمع رقمی ۱۶ با تلفظ شش و یک یا یک و شش مساوی با ۷. از طرفی دیگر حرف م ( میم ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۸ میباشد و با جمع رقمی ۱۰ با تلفظ چهار زوج و یک زوج برابر با پنج زوج مشتمل بر ده نیمزوج مذکر و موئنث، پسرانه و دخترانه، مردانه و زنانه یا شاهانه و ملکهانه. لذا این واژه ها ( یکی لاتین و دیگری فارسی - عربی ) به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده اند و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، اشاره به دهگانی بودن هرکدام از افراد انسانی و دو جنسیتی بودن آنها داشته؛ مشتمل بر ۵ گان مردانه و شاهانه و ۵ گان زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی، پاراپارادیزی یا بهشت برینی و جاودانه و به غیبی بودن نُه تا از آنان در مقابل حواس پنجگانه ی بیرونی و درونی این عضو دنیوی و همچنین به هفتگانی بودن نظام هستی یا وجود کیهانی اشاره داشته. ۱ و ۴ ها از یک جنسیت اند و ۵ ها از جنسیت مقابل ( هرکدام شاه یا ملکه ؛ King or Queen ) . ماجاست با ترکیب حروفی - عددی ؛ ما ۶ ۱ ۱۵ ۴ ؛ ما ۷ ۱۰؛ ما ۷ ۱۹. به این معنا که جا یا مکان دهگانهای ما افراد انسانی زیر سقف ۷ آسمان و روی ۷ کره ی زمین میباشند، یکی شهودی، عینی و فیزیکی و شش تا غیبی، برزخی و متافیزیکی و نه زیر سقف ۱۰ آسمان و روی ۱۰ کره ی زمین. majestic بصورت تفکیکی: ma je st ic، شاید با تلفظ احتمالی به این شکل بوده باشد ؛ ما je است یک. یعنی ده و پنج های ما یکی اند. منظور جملگی خودی و غیر بیگانه از همند.
والا حضرت
1. عظمت. اقتدار. شکوه 2. سلطنت. مقام سلطنت // 1. علیحضرت 2. علیا حضرت مثال: the majesty of the procession. عظمت و شکوه حرکت دسته جمعی the majesty invested in the monarch. مقام سلطنت به پادشاه اعطا شد.
کسی که در راس است، مثلا رییس یک بخش در محل کار
جبروت و جلال ( فلسفه ) Divine majesty جبروت الوهی
برای پادشاه و همسر پادشاه و یا ملکه و همسر ملکه از Majesty به معنی اعلی حضرت ( برای مرد ) و علیا حضرت ( برای زن ) استفاده می شود ( Your/Her/His Majesty ) و برای و دیگر اشراف معمولا فرزندان پادشاه و یا ملکه از Highness به معنی سرورم و یا عالیجناب استفاده می شود ( Your/Her/His Highness ) ... [مشاهده متن کامل]
MAJESTY vs. HIGHNESS “Majesty” and “Highness” are two common terms used to address people of higher society. In addressing royals, it is of importance to show courtesy. That is why “Majesty” and “Highness” were coined Majesty is frequently addressed to name kings and emperors as well as queens and empresses Highness on the other hand, it is addressed to any member of the royal family–prince, princess–other than monarchs; king, emperor, queen, empress. It is used with His, Her, Your, or Their ویکی پدیا: Royal Highness is a style used to address or refer to some members of royal families, usually princes or princesses. Kings and their female consorts, as well as queens regnant, are usually styled Majesty When used as a direct form of address, spoken or written, it takes the form Your Royal Highness. When used as a third - person reference, it is gender - specific ( His Royal Highness or Her Royal Highness, both abbreviated HRH ) and in plural, Their Royal Highnesses ( TRH )
ضمیر : حضرت، اعلی حضرت اسم: عظمت، شکوه، اقتدار، شان
Apparently you can not be His Majesty I do not like you ظاهرأ هم نمیتونی اعلیحضرت باشی بذار خیالت را راحت کنم بهت علاقه ای ندارم
Her Majesty accepted the role of the characteristics of an ideal husband Your zeal, I accept Your Majesty with kindness and obedience I will have a consultation with you in the campus before making a decision ... [مشاهده متن کامل]
اعلیحضرت ، نقش خصوصیات شوهر ایده ال بودن را پذیرفت غیرتی بودنت با خوش رویی مقبول و مطیع اعلیحضرت هستم درمحیط دانشگاه در گروه اجتماع خانمان و مشورت را قبل از تصمیم گیری با شما خواهم داشت