mail carrier

/ˈmeɪlˈkæriər//meɪlˈkærɪə/

نامه بر، پستچی، بربد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: one whose job is to deliver mail.

جمله های نمونه

1. In some cases, mail carriers could not get to mailboxes surrounded by plowed snow.
[ترجمه ترگمان]در برخی موارد، حامل های پست نمی توانستند صندوق های پستی را که زمین های شخم زده را محاصره کرده بودند، بگیرند
[ترجمه گوگل]در بعضی موارد، حامل های پست الکترونیکی نمی توانند به صندوق های پستی که برف برف زده اند را بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The mail carrier in our neighborhood is a friend of all children.
[ترجمه ترگمان]حامل پست در محله ما یکی از دوستان همه کودکان است
[ترجمه گوگل]حامل پستی در محله ما یک دوست همه کودکان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. " We did,'she explained. " Bruno bit the mail carrier who was delivering your card. "
[ترجمه ترگمان]او توضیح داد: \" ما این کار را کردیم، برونو حامل پست بود که کارت شما را تحویل می داد \"
[ترجمه گوگل]'ما انجام دادیم،' توضیح داد 'برونو بیت حامل ایمیل که کارت شما را تحویل داد '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A mail carrier will come to collect them at a scheduled time.
[ترجمه ترگمان]یک حامل نامه برای جمع آوری آن ها در یک زمان برنامه ریزی شده ارسال خواهد شد
[ترجمه گوگل]یک فرستنده پست الکترونیکی برای جمع آوری آنها در زمان تعیین شده آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He used to be a mail carrier.
[ترجمه ترگمان] قبلا یه پستچی بوده
[ترجمه گوگل]او بعنوان یک حامل پست الکترونیکی استفاده می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Logan : I've got a job as a mail carrier for the summer vacation.
[ترجمه ترگمان]من شغلی برای تعطیلات تابستانی دارم
[ترجمه گوگل]لوگان: من به عنوان یک حامل پست الکترونیکی برای تعطیلات تابستانی کار کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I applied for the job as a mail carrier.
[ترجمه ترگمان]من برای شغل به عنوان یک حامل نامه درخواست کردم
[ترجمه گوگل]من برای این کار به عنوان یک حامل پستی درخواست دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. But this May, a new mail carrier took over the Post Secret route: Sonia Warren.
[ترجمه ترگمان]اما در ماه مه، یک حامل پست جدید مسیر سری پست را طی کرد: سونیا وارن
[ترجمه گوگل]اما این مه، یک فرستنده ایمیل جدید در مسیر Post Secret به سر برد: سونی وارن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. When she finds the right neighborhood, she interviews neighbors and mail carriers to verify the addresses.
[ترجمه ترگمان]زمانی که محل مناسب را پیدا می کند، او با همسایگان و حمل کننده های نامه مصاحبه می کند تا آدرس را تایید کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که او محله ی مناسب را پیدا می کند، او با همسایگان و فرستنده های ایمیل برای بررسی آدرس ها مصاحبه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But be assured, most people carry more writing-related baggage than a mail carrier does letters.
[ترجمه ترگمان]اما اطمینان حاصل شود که اغلب مردم بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها
[ترجمه گوگل]اما مطمئن باشید، بیشتر مردم حمل بار بیشتر مرتبط با نوشتن را از حامل پست الکترونیکی انجام نامه ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. All told, I counted about 200 catalogs that my overburdened mail carrier had to tote and deliver during the Christmas season.
[ترجمه ترگمان]همه به من گفتند، حدود ۲۰۰ کاتالوگ را شمردم که حامل باری که بیش از بار بیش از حد بر دوش من بود، خرید و تحویل آن ها در طول فصل کریسمس بود
[ترجمه گوگل]همه گفتند، من حدود 200 کاتالوگ را شمارش کردم که حامل پست الکترونیکی من بارگذاری شده بود که در طول فصل کریسمس باید به آن مراجعه کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He carries my cards around with him and gives them to everyone: the dental hygienist, the mail carrier, his business contacts, and friends.
[ترجمه ترگمان]او کارت های مرا باخود حمل می کند و به همه می دهد: متخصص بهداشت دهان، حامل نامه، تماس های کاری، و دوستان
[ترجمه گوگل]او کارت های خود را در کنار او حمل می کند و به همه آنها می دهد: بهداشت دهان و دندان، حامل پستی، تماس های کسب و کار خود و دوستان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Another attempt at misdirection was foiled by an alert mail carrier.
[ترجمه ترگمان]یک تلاش دیگر در misdirection توسط یک حامل نامه هوشیار خنثی شد
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از تلاش ها در مسیر اشتباه توسط یک حامل ایمیل هشدار جعلی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• person who delivers mail, mailman, mailwoman

پیشنهاد کاربران

به معنی نام اصلی یا فامیل
نامه رسان
پستچی
پُستچی
نامه بَر
نامه رِسان
کارمند اداره پست که شغل او نامه رسانی و تحویل بسته های پستی به صاحبان آنها می باشد.
post officer
postman
postwoman
پستچی
نامه رسان

a mailman
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما