معنی: مستخدمه، خدمتکار، خادمه، دختر، دوشیزه یا زن جوان، پیشخدمت مونیمعانی دیگر: (در خانه و هتل و غیره - به صورت ترکیب هم به کار می رود) خدمتکار، کلفت، دوشیزه، باکره، زن جوان، پیشخدمت مونک
[نساجی] پارچه ارتشی - پارچه پنبه ا ی سفت با سرژه چپ ( با تکرار بافت کوچک که جهت اونیفرم تکمیل کتان داده شده است )
انگلیسی به انگلیسی
• servant, cleaning lady; young girl, unmarried woman; virgin (archaic) a maid is a female servant.
پیشنهاد کاربران
ریشه انگلیسی خدمتکار / کنیز / غلام /بردگی کردن
1. "maid" : ( معمولاً ) کارگر خانگی زن که بر نظافت و خانه داری تمرکز دارد. اغلب به وظایف نظافت اشاره دارد. 2. "servant" : خدمتکار . . . که می تواند به طیف وسیع تری از کارهای خانگی اشاره داشته باشد. از جمله آشپز، راننده و کسانی که مسئولیت مراقبت شخصی دارند.
کلفت
دختر یا زن مجرد که هنوز ازدواج نکرده Exemple : I've honestly to say she is as shy as a maid . She should try to correct herself
من که خدمتکارم
من که تو خونمون بزرگ هست و ۲ تا خدمتکار دارم و راضیم
maid 2 ( n ) = ( old use ) a young woman who is not married
maid 1 ( n ) ( meɪd ) =a female servant in a house or hotel, e. g. There is a maid to do the housework. The maid was changing the sheets when we got back to our room.
1. خدمتکار زن 2. دوشیزه
I do not think she can cook very tasty food Sometimes it is necessary to clean the house Be فکر نکنم بتواند غذاهای خیلی خوشمزه بپزد گاهی برای نظافت کار خانه لازم هست بودن
maid ( گردشگری و جهانگردی ) واژه مصوب: اتاق دار تعریف: شخصی که اتاق های مهمان خانه/ هتل را تمیز و مرتب میکند