magnesium

/mægˈniːziəm//mæɡˈniːzɪəm/

معنی: فلز منیزیم
معانی دیگر: (شیمی) منیزیم (عنصر شیمیایی سبک و سپید و سیمین و چکش خوار و کش پذیر - نشان آن: mg، وزن اتمی: 24/305، شماره ی اتمی: 12، چگالی: 1/74، نقطه ی گداز: 650c، نقطه ی جوش: 1110c)، فلز منیزیم mg
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a highly reactive chemical element of the alkaline-earth group that has twelve protons in each nucleus and that occurs naturally only in compounds, but that can be isolated as a divalent ion essential in plant and animal nutrition, or as alight, ductile, silver-white solid that bursts into a bright flame when heated above room temperature, used for flares, fireworks, and the like. (symbol: Mg)

جمله های نمونه

1. A lack of magnesium causes muscles to go into spasm.
[ترجمه ترگمان]عدم وجود منیزیم باعث می شود که ماهیچه ها به تشنج دچار شوند
[ترجمه گوگل]کمبود منیزیم عضلات را به اسپاسم می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Magnesium is the nutrient element in plant growth.
[ترجمه ترگمان]منیزیم عنصر ماده غذایی در رشد گیاه است
[ترجمه گوگل]منیزیم عنصر غذایی در رشد گیاه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The water contains high amounts of magnesium.
[ترجمه ترگمان]آب حاوی مقادیر زیادی منیزیم است
[ترجمه گوگل]آب حاوی مقدار زیادی منیزیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Magnesium is thought to affect the heart muscle.
[ترجمه ترگمان]تصور می شود که منیزیم بر روی ماهیچه قلب تاثیر بگذارد
[ترجمه گوگل]فکر می کنم منیزیم بر عضله قلب تاثیر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Thiazides may cause a slight increase in magnesium excretion.
[ترجمه ترگمان]Thiazides ممکن است موجب افزایش کمی در دفع منیزیم شوند
[ترجمه گوگل]تیازید ممکن است سبب افزایش اندک دفع منیزیم شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The important minerals are calcium, zinc, iron, potassium, magnesium, phosphorus and iodine.
[ترجمه ترگمان]مواد معدنی مهم کلسیم، روی، آهن، پتاسیم، منیزیم، فسفر و ید هستند
[ترجمه گوگل]مواد معدنی مهم کلسیم، روی، آهن، پتاسیم، منیزیم، فسفر و ید هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This unit removes calcium and magnesium from the water, preventing limescale from building up in the machine and on your tableware.
[ترجمه ترگمان]این واحد کلسیم و منیزیم را از آب حذف می کند و مانع از ایجاد up در ماشین و روی سفره می شود
[ترجمه گوگل]این دستگاه کلسیم و منیزیم را از آب حذف می کند و مانع از ایجاد سنگ آهک در دستگاه و وسایل آشپزخانه شما نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Patients drank a bottle of magnesium citrate each night and also received tap water enemas until the return was clear.
[ترجمه ترگمان]بیماران هر شب یک بطری آدامس منیزیم خوردند و از enemas آب، تا زمانی که بازگشت واضح بود، دریافت کردند
[ترجمه گوگل]بیماران یک بطری سیترات منیزیم هر شب نوشیدند و همچنین دشمن آب شیرین را دریافت کردند تا زمانی که بازگشتی روشن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Nitrogen is rapidly lost but immediately available potassium, magnesium and calcium increase as input from the ash.
[ترجمه ترگمان]نیتروژن به سرعت از دست می رود اما سریعا پتاسیم، منیزیم و کلسیم را به عنوان ورودی از خاکستر افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]نیتروژن به سرعت از دست می رود، اما پتاسیم، منیزیم و کلسیم به صورت ورودی از خاکستر به سرعت در دسترس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. An idiopathic defect of magnesium absorption has been reported as a rare cause of symptomatic hypomagnesemia in infants.
[ترجمه ترگمان]یک نقص idiopathic جذب منیزیم به عنوان یک دلیل نادر از علائم نشانه در نوزادان گزارش شده است
[ترجمه گوگل]نقص ایدیوپاتیک جذب منیزیم به عنوان یک علت نادر هیپومنیزمی علامتدار در نوزادان گزارش شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The fractional excretion of magnesium rises as glomerular filtration rate falls.
[ترجمه ترگمان]دفع کسری منیزیم به عنوان نرخ تصفیه glomerular افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]دفع منیزیم منیزیم به دلیل کاهش میزان فیلتراسیون گلومرولی افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Drug-induced renal magnesium wasting is one of the more frequent causes of clinical hypomagnesemia.
[ترجمه ترگمان]تلف شدن منیزیم induced با مواد مخدر یکی از علل متعدد of بالینی است
[ترجمه گوگل]هدر رفتن منیزیم کلیوی ناشی از مواد مخدر یکی از علل مکرر بیماری هیپو مغزمی بالینی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The Aviation Ministry . . . produces sheet aluminium, magnesium alloys, shaped metal products, plastics, and rubber products.
[ترجمه ترگمان]وزارت هوانوردی، ورق آلومینیوم، آلیاژهای منیزیم، محصولات فلزی شکل گرفته، پلاستیک و محصولات لاستیکی را تولید می کند
[ترجمه گوگل]وزارت حمل و نقل هوایی آلومینیوم ورق، آلیاژهای منیزیم، محصولات فلزی شکل، پلاستیک و محصولات لاستیکی تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. They agree that yellowing needles are caused by magnesium deficiency.
[ترجمه ترگمان]آن ها موافقند که needles زرد ناشی از فقر منیزیم است
[ترجمه گوگل]آنها موافقند که سوزن زرد ناشی از کمبود منیزیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

فلز منیزیم (اسم)
magnesium

تخصصی

[شیمی] منیزیم - عنصر شیمیایی سبک و سپید و سیمین و چکش خوار و کش پذیر
[برق و الکترونیک] منیزیم

به انگلیسی

• light silvery metallic element (chemistry)
magnesium is a metallic element which is used for making fireworks and flares because it burns very brightly.

معنی یا پیشنهاد شما