magenta

/məˈdʒentə//məˈdʒentə/

رجوع شود به: fuchsin، یکجور رنگ قرمز، جوهر فرمز
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a purplish red color.

- These zinnias are a lovely magenta.
[ترجمه ترگمان] این zinnias سرخابی زیبا هستند
[ترجمه گوگل] این zinnias یک قرمز دوست داشتنی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a purplish red dye derived from coal tar; fuchsin.
صفت ( adjective )
• : تعریف: having the color magenta.

- She's easy to spot in that magenta hat and sweater.
[ترجمه ترگمان] به راحتی تشخیص می دهد که کلاه و ژاکت قرمز به رنگ قرمز در امده است
[ترجمه گوگل] او در آن کلاه و ژاکت بنفش بنظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. One contains black ink; the other contains cyan, magenta and yellow.
[ترجمه ترگمان]یکی حاوی جوهر سیاه است و دیگری آبی متمایل به فیروزه ای، سرخابی و زرد است
[ترجمه گوگل]یکی شامل جوهر سیاه است دیگر حاوی فیروزه ای، قرمز و زرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The three parts carry either cyan, magenta and yellow ink or red, green and blue ink.
[ترجمه ترگمان]این سه بخش یا فیروزه ای، قرمز و قرمز و یا جوهر قرمز، سبز و آبی را حمل می کنند
[ترجمه گوگل]این سه قسمت، جوهر مایل به رنگ سیاه، قرمز و زرد یا جوهر قرمز، سبز و آبی را حمل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The white woman picked a branch of magenta bougainvillea flowers and put them in a glass on the table.
[ترجمه ترگمان]زن سفید شاخه گل سرخ رنگی را برداشت و آن ها را در یک لیوان روی میز گذاشت
[ترجمه گوگل]زن سفید یک شاخه ای از گل بگونینولیا را برداشت و آنها را در یک شیشه ای روی میز گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A shiver of magenta vibrates a yellow aureole of wall, dark teal scribbles a cloud of gray-blue floor.
[ترجمه ترگمان]لرزشی که به رنگ ارغوانی در بر دارد، هاله ای زرد از دیوار، لاجوردی تیره، ابری از کف آبی رنگ
[ترجمه گوگل]لرز از قرمز موجب زاویه زرد زرد از دیوار می شود، کریستال تیره یک ابر از کف خاکستری آبی را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Although it is summer, she is wearing magenta stockings and black shoes with delicate straps.
[ترجمه ترگمان]اگر چه تابستان است، جوراب های پشمی و کفش های سیاه به همراه دارد
[ترجمه گوگل]گرچه تابستان است، او لباس جوراب شلواری جین و کفش های سیاه با بند های ظریف دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He found hubcaps. -He repainted the car a pretty magenta.
[ترجمه ترگمان] اون \"hubcaps\" رو پیدا کرد اون ماشین رو رنگ کرد به رنگ آبی - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل]او hubcaps را پیدا کرد - ماشین را مجددا رنگ زرد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Primary colours cyan, magenta and yellow.
[ترجمه ترگمان]رنگ های اصلی فیروزه ای، کهربایی و زرد
[ترجمه گوگل]رنگ های اصلی رنگی، قرمز و زرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The reaction of magenta and nitrite in sulfuric acid medium was studied.
[ترجمه ترگمان]واکنش سرخابی و نیتریت در محیط سولفوریک مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]واکنش قرمز و نیتریت در محیط اسید سولفوریک مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Magenta: Purplish color; complementary to green or the minus-green subtractive primary used in the three-color process.
[ترجمه ترگمان]Magenta: رنگ Purplish؛ مکمل به رنگ سبز یا سبز - سبز - اولیه استفاده شده در فرآیند سه رنگ
[ترجمه گوگل]قرمز: رنگ بنفش؛ مکمل سبز یا منیزیم سبز منعطف سبز که در فرایند سه رنگ استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Semidouble magenta red large frilled star.
[ترجمه ترگمان]ستاره سرخ و سرخ frilled
[ترجمه گوگل]ستاره پرتقال بزرگ قرمز مایل به زرد قرمز مایل به زرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Zhao magenta team has asked him to do things the first commercial thinking.
[ترجمه ترگمان]تیم ژایو magenta از او خواسته است تا کارهایی را که اولین تفکر تجاری است انجام دهد
[ترجمه گوگل]تیم ژائو مگنتیت از او خواسته است تا اولین تفکر تجاری را انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Yellow pigment coverage is poor, magenta and cyan pigments for coverage.
[ترجمه ترگمان]پوشش رنگ زرد کمرنگ، سرخابی و فیروزه ای رنگی برای پوشش است
[ترجمه گوگل]پوشش رنگ زرد ضخیم، ضخیم و رنگدانه های رنگی برای پوشش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Magenta is associated with passion and sexuality.
[ترجمه ترگمان]Magenta با احساسات و تمایلات جنسی مرتبط است
[ترجمه گوگل]Magenta با اشتیاق و جنسیت همراه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. CMYK color mode: from Royal Blue, magenta, yellow, and yellow, also known as reducing color mode.
[ترجمه ترگمان]حالت رنگی CMYK: از رویال آبی، سرخابی، زرد، و زرد که به عنوان کاهش مد رنگ نیز شناخته می شود
[ترجمه گوگل]حالت رنگ CMYK: از رویال آبی، قرمز، زرد و زرد، همچنین به عنوان کاهش حالت رنگ شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Using four colors of toner Yellow, Magenta, Cyan and Black.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از چهار رنگ از تونر زرد، Magenta، Cyan و بلک
[ترجمه گوگل]با استفاده از چهار رنگ تونر زرد، قرمز، سیاه و سفید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[سینما] نام نوری کمیاب به رنگ ماژنتا - پزتیو ارغوانی
[نساجی] ارغوانی رنگ

به انگلیسی

• deep purplish red color
deep purplish red
something that is magenta is of a dark, reddish-purple colour. adjective here but can also be used as an uncount noun. e.g. it's a kind of magenta.

پیشنهاد کاربران

[رنگ]

سُرخابی
سرخابی

سرخابی.
( با عرض معذرت، قابلیت ارسال عکس آبادیس غیر فعال است ) .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما