🔸 مثال ها:
• The ceremony was held in a secret location, and he finally became a made guy.
مراسم در مکانی مخفی برگزار شد و او سرانجام یک عضو رسمی شد.
• Only made guys can rise through the ranks to become capos or bosses.
... [مشاهده متن کامل]
فقط اعضای رسمی می توانند از نردبان ترقی بالا بروند و کاپو یا رئیس شوند .
• He was a made guy, so even the police had a hard time getting witnesses to testify against him.
او یک عضو رسمی بود، بنابراین حتی پلیس هم برای پیدا کردن شاهد علیه اش به مشکل می خورد.
• "You're gonna be a made guy, " he said, meaning he'd finally succeed in the organization.
تو یه عضو رسمی میشی، یعنی بالاخره در سازمان به جایگاه رسمی می رسی .
مراسم در مکانی مخفی برگزار شد و او سرانجام یک عضو رسمی شد.
... [مشاهده متن کامل]
فقط اعضای رسمی می توانند از نردبان ترقی بالا بروند و کاپو یا رئیس شوند .
او یک عضو رسمی بود، بنابراین حتی پلیس هم برای پیدا کردن شاهد علیه اش به مشکل می خورد.
تو یه عضو رسمی میشی، یعنی بالاخره در سازمان به جایگاه رسمی می رسی .
عنوان غیررسمی برای اشاره به اعضای مافیای ایتالیایی