macronutrient


(کشاورزی) درشت خوراک، خوراک کلان، ماده شیمیایی که برای رشد و نمو و تغذیه گیاه لازم است
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Carbohydrates are a type of macronutrient found in many foods and beverages.
[ترجمه ترگمان]کربوهیدرات نوعی از macronutrient است که در بسیاری از غذاها و نوشیدنی ها یافت می شود
[ترجمه گوگل]کربوهیدرات نوعی مغذی است که در بسیاری از غذاها و نوشیدنی ها یافت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Changes in the macronutrient composition, particularly fat-to-carbohydrate ratio, of breakfast have differential effects on mood and cognitive function.
[ترجمه ترگمان]تغییرات در ترکیب macronutrient، به خصوص نسبت چربی به کربوهیدرات، تاثیر تفاضلی بر عملکرد و عملکرد شناختی دارند
[ترجمه گوگل]تغییرات ترکیبات مغذی، به خصوص نسبت چربی به کربوهیدرات، صبحانه اثر متفاوتی بر خلق و خوی شناختی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The first type of nutrient is called a "macronutrient", which refers to any nutrient that our body needs in large quantities in order to stay alive.
[ترجمه ترگمان]نوع اول ماده مغذی \"macronutrient\" نامیده می شود که به هر ماده مغذی اشاره دارد که بدن ما به مقادیر زیادی نیاز دارد تا زنده بماند
[ترجمه گوگل]اولین نوع مواد مغذی، 'مغذی مغذی' نامیده می شود، که به مواد مغذی اشاره می کند که بدن ما به مقدار زیادی نیاز دارد تا زنده بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Nitrate is not only an important macronutrient, but also is a signal to regulate plant growth.
[ترجمه ترگمان]Nitrate تنها یک macronutrient مهم نیست، بلکه یک سیگنال برای تنظیم رشد گیاه است
[ترجمه گوگل]نیترات نه تنها یک ماده مغذی مهم است، بلکه یک سیگنال برای تنظیم رشد گیاه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Dietary sources of this macronutrient include eggs, milk, cheese, and meat, which again can easily affect vegetarians and vegans.
[ترجمه ترگمان]منابع رژیمی این macronutrient شامل تخم مرغ، شیر، پنیر و گوشت است که به راحتی می تواند بر گیاه خواران و vegans تاثیر بگذارد
[ترجمه گوگل]منابع غذایی این مواد مغذی عبارتند از تخم مرغ، شیر، پنیر و گوشت، که به راحتی می تواند گیاهخوار و گیاهان را تحت تاثیر قرار دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Calcium is an essential macronutrient for plants and functions in signal transduction.
[ترجمه ترگمان]کلسیم یک macronutrient ضروری برای گیاهان و عملکردها در انتقال سیگنال است
[ترجمه گوگل]کلسیم یک ماده مغذی ضروری برای گیاهان و توابع انتقال سیگنال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The optimal macronutrient composition of the diet in diabetes has not yet been established.
[ترجمه ترگمان]ترکیب بهینه ای از رژیم غذایی در دیابت هنوز ایجاد نشده است
[ترجمه گوگل]ترکیب مغذی مطلوب رژیم غذایی دیابت هنوز مشخص نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Phosphorus is an essential macronutrient for plant growth and development.
[ترجمه ترگمان]فسفر برای رشد گیاه و رشد گیاه ضروری است
[ترجمه گوگل]فسفر یک ماده مغذی ضروری برای رشد و نمو گیاه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. So, as for excessive consumption of any macronutrient, one has to eat in a balanced fashion.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، در مورد مصرف بیش از حد هر فرد، فرد باید به روشی متعادل غذا بخورد
[ترجمه گوگل]بنابراین، همانطور که برای مصرف بیش از حد از هر ماده مغذی، باید به طور متعادل غذا بخورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The principal macronutrient components of central venous parenteral nutrition include amino acids, lipids, and dextrose (Table .
[ترجمه ترگمان]اجزای اصلی اصلی تغذیه وریدی وریدی مرکزی عبارتند از آمینو اسیدها، لیپیدها و dextrose (جدول
[ترجمه گوگل]مواد مغذی عمده مواد مغذی مرکزی ورید مرکزی شامل اسیدهای آمینه، لیپید ها و دکستروز (جدول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. How does a suicide attempter eat differently from others ? Comparison of macronutrient intakes.
[ترجمه ترگمان]چگونه یک بمب گذار انتحاری به طور متفاوت از بقیه تغذیه می کند؟ مقایسه of intakes
[ترجمه گوگل]چگونه تلاش خودکشی متفاوت است؟ مقایسه مصرف مکملهای غذایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The result showed that the successful rooting system was closely related to the concentration of macronutrient of MS medium, auxin concentration and developing state of the explant.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان داد که سیستم ریشه دهی موفق به شدت مرتبط با غلظت of میانی، غلظت auxin و وضعیت در حال توسعه of می باشد
[ترجمه گوگل]نتایج نشان داد که سیستم ریشه کنی موفق به شدت با غلظت مواد مغذی ماده MS، غلظت اکسین و وضعیت در حال رشد اکسانبات ارتباط دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Dietary prescriptions are notoriously hard to follow, especially when the limitations involve protein, a ubiquitous macronutrient in Western diet.
[ترجمه ترگمان]پیروی از دستورالعمل های رژیمی بسیار دشوار است، به خصوص زمانی که این محدودیت ها شامل پروتئین، a در همه جا در دسترس در رژیم غذایی غربی است
[ترجمه گوگل]نسخه های رژیم غذایی به سختی پیگیری می شود، به ویژه هنگامی که محدودیت ها شامل پروتئین، مغذی های رایج در رژیم غربی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. With the development of biologic technology, dietary fat, apart from being an important macronutrient, has recently gained broadly attention for playing key role in regulating gene expression.
[ترجمه ترگمان]با توسعه فن آوری بیولوژیکی، چربی رژیم غذایی، جدا از یک macronutrient مهم، به تازگی به نقش کلیدی نقش کلیدی در تنظیم بیان ژن ها مورد توجه قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]با توسعه فن آوری بیولوژیک، چربی رژیم غذایی، صرف نظر از اینکه یک ماده مغذی مهم است، به تازگی توجه زیادی را برای بازی کردن نقش کلیدی در تنظیم بیان ژن به دست آورده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[خاک شناسی] عنصر پر مصرف

به انگلیسی

• nutritious substance of which plants need a large amount to grow

پیشنهاد کاربران

درشت مغذّی
مواد مغزی
The emotion that gets With you more and more happy
احساساتی ) هیجانی ) که با شما بیشتر و بیشتر شادتر می شود
MACRONUTRIENTS مواد مغذی پر مصرف
The emotion that gets With you more and more happy
هیجانی که با شما بیشتر و بیشتر شادتر می شود
یکی از سه گروه مغذی هائی که بدن نیاز به مقدار فراوان از آنها دارد شامل چربی ها، قندها و پروتئین ها
macronutrient ( تغذیه )
واژه مصوب: کلان مغذی
تعریف: ماده ای مغذی که منبع عمدۀ تأمین انرژی و مواد سازندۀ اندامگان هاست، شامل آب و کربوهیدرات ها و پروتئین ها و چربی ها
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما