برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1402 100 1

multiplex

/ˈməltiˌpleks/ /ˈmʌltɪpleks/

معنی: تسهیم، مرکب، متعدد، چندتایی
معانی دیگر: چندگانه، چندبخشی، چند عضوی، (الکترونیک) مولتی پلکس، تسهیم کننده، با مولتی پلکس سخن پراکنی کردن، تسهیم کردن

واژه multiplex در جمله های نمونه

1. All multiplex companies operate similar regimes with regard to staff behaviour to ensure that their work is predictable.
[ترجمه ترگمان]همه این شرکت‌ها رژیم‌های مشابهی را با توجه به رفتار کارکنان اجرا می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که کار آن‌ها قابل‌پیش‌بینی است
[ترجمه گوگل]همه شرکت های چندگانه با توجه به رفتار کارکنان، رژیم های مشابهی را برای اطمینان از اینکه کارشان قابل پیش بینی است، اجرا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the meantime, however, multiplex construction continues unabated and the sizes of complexes get progressively bigger.
[ترجمه ترگمان]با این حال، با این حال، ساختار پیچیده همچنان بی وقفه ادامه دارد و اندازه کمپلکس‌ها به تدریج بزرگ‌تر می‌شود
[ترجمه گوگل]در عین حال، ساخت و ساز چند منظوره همچنان ادامه دارد و اندازه مجتمع ها به طور قابل توجهی افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The avenues to prestige and financial security are multiplex and, to a large extent, unrestricted.
[ترجمه ترگمان]راه‌های پرستیژ و امنیت مالی مالتی پلکس هستند و تا حد زیادی نامحدود می‌شوند
[ترجمه گوگل]راه های اعتبار و امنیت مالی چندگانه هستند و تا حد زیادی بدون محدودیت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف multiplex

تسهیم (اسم)
allotment , sharing , multiplexing , multiplex , apportionment
مرکب (صفت)
intricate , compound , multiplex , implicate , composed , composite , mazy , entangled
متعدد (صفت)
many , plenty , numerous , manifold , plural , multiplex , innumerable , multitudinous , multiple , umpteenth , umpteen , massed
چندتایی (صفت)
multiplex

معنی عبارات مرتبط با multiplex به فارسی

دستگاه تلگرافی که در یک زمان با یک سیم چند مخابره میکند
تسهیم زمانی

معنی multiplex در دیکشنری تخصصی

multiplex
[عمران و معماری] مولتی پلکس
[کامپیوتر] مخابره ترکیبی ، تسهیم ، تسهیم کردن .
[برق و الکترونیک] تسهیم 1. ارسال همزمان دو یا چند سیگنال روی سیم پالس یا کانال . مخابرات به راهگزینی سیگحنالها با ترتیب زمانی معینی گفته می شود که در آن تعداد زیادی دریافت کننده متفاوت رای کاهش میزان سیم کشی از یک سیم یا باس مشترک استفاده می کننند ( مخابرات ) 2. در صفحه ها نمایش LEDو LSD به استسفاده اشتراکی زمانی از یک باس مشترک گفته می شود . که امکان عملکرد چند گانه بخشها یا نقاط صفحه نمایش را با حد اقل سیم بندی سرعت کافی برای چشمک نزدن صفحه نمایش فراهم می کند . - ادغام ، مالتی پلکس
[زمین شناسی] رسام برجسته نما اسم. ابزار رسم نمودارهای استروسکوپی که در تهیه نقشه های توپوگرافیک از تصاویر هوایی بکار گرفته می شود. فعل: انتقال چندین کانال اطلاعات لرزه ای به روی یک کانال یکسان. معمولاً نمونه برداری از کانالهای ورودی متفاوت در بازه های منظم انجام شده و نمونه های حاصل وارد یک کانال خروجی یکسان می شوند. برخی مواقع، نوارهای دیجیتال، بدین صورت، تسهیم می شوند.
[نفت] مهار چند گانه ی فوران گیرها
[نفت] طوقه ی سیمان کاری چند مرحله ای
[برق و الکترونیک] کانال تسهیم کانال خاملی که به طور همزمان در دو یا چند جهت مشابه یا متقابل عمل می کند .
[برق و الکترونیک] ارسال رادیویی تسهیمی ارسال همزمان دو یا چند سیگنال رادیویی با استفاده ازموج حامل مشترک .
[برق و الکترونیک] تسهیم نا همزمان سیستم ارسال تسهیمی که در آن دو یا چند فرست ...

معنی کلمه multiplex به انگلیسی

multiplex
• structure with multiple sections (such as a movie theatre having several separate auditoriums with viewing screens)
• varied, of many parts; of multiple messages through a single medium
dense wavelength division multiplex
• technology for transmitting data by light waves via optical fibers (each signal is sent on its own wavelength - up to 80 channels can be sent through a single optical fiber)

multiplex را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
همپارچگی
همپارچه سازی/شدگی/گری
همپارچه رسانی/فرستی/گسیلی

همراه سازی/شدگی/گری
همراه فرستی/گسیلی

همتافتگی ، همتافته سازی
هومن
ساختمانی دارای چندین سالن سینمای مجزا که همگی از طریق یک لابی مشترک قابل دسترسی هستند
پریسا پرویزی
Multiplex cinema
سینما پردیس
ebi
[پیام ، داده ، علامت ، سیگنال]

چندگانه‌فرستیِ همزمانِ تک بستر
جابجایی چندگانه همزمان تک بستر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی multiplex
کلمه : multiplex
املای فارسی : مولتیپلکس
اشتباه تایپی : ئعمفهحمثط
عکس multiplex : در گوگل

آیا معنی multiplex مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )