برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1392 100 1

moving average

واژه moving average در جمله های نمونه

1. The statistic would be called a five-quarter centred moving average.
[ترجمه ترگمان]آمار یک میانگین متحرک ۵ ماهه نامیده خواهد شد
[ترجمه گوگل]این آمار می تواند میانگین پنجاه و چهارم متوسط ​​حرکتی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This differs from the moving average in that it does not use equal weightings for the past values chosen.
[ترجمه ترگمان]این تفاوت با میانگین متحرک در آن تفاوت دارد که از weightings برابر برای مقادیر قبلی استفاده نمی‌کند
[ترجمه گوگل]این از میانگین متحرک متفاوت است، زیرا از مقادیر برابر برای مقادیر گذشته استفاده نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For these data we need a 5-quarter centred moving average so that the smoothed values coincide with quarters.
[ترجمه ترگمان]برای این داده‌ها ما به میانگین متحرک ۵ \/ ۵ محور نیاز داریم به طوری که مقادیر صاف شده با quarters منطبق شوند
[ترجمه گوگل]برای این اطلاعات ما نیاز به یک میانگین 5/5 محور مرکزی متحرک داریم، به طوری که مقادیر نرماف با مقادیر منطبق بر چهارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A first-order random coefficient integer ...

معنی moving average در دیکشنری تخصصی

moving average
[حسابداری] میانگین متحرک
[کامپیوتر] میانگین متحرک .
[ریاضیات] معدل متحرک، میانگین متحرک
[آمار] میانگین متحرک
[معدن] تجزیه و تحلیل میانگین متحرک (ژئوشیمی)
[آمار] میانگین متحرک هندسی
[آمار] میانگین متحرک جمع بسته
[ریاضیات] معدل متحرک موزون

معنی کلمه moving average به انگلیسی

moving average
• average that is recalculated after every numerical change; method for calculating the value of inventory

moving average را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی moving average مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )