برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1579 100 1
شبکه مترجمین ایران

mound

/ˈmaʊnd/ /maʊnd/

معنی: خرپشته، پشته، تپه، ماهور، بر امدگی، خاک ریزساختن، با خاک ریز محصور کردن
معانی دیگر: خاک انباشت، پرندک، بژ، تپه ی کوچک، تل، کتل، توده، انباشته، تل انبار، تلنبار، (قدیمی) با خاک انباشت محصور و مستحکم کردن، رجوع شود به: orb

واژه mound در جمله های نمونه

1. his grave is marked with a little mound
پشته‌ی کوچکی قبر اورا مشخص می‌کند.

2. The explorers climbed a mound to survey the land around them.
[ترجمه ترگمان]کاشفان از تپه‌ای بالا رفتند تا زمین‌های اطراف آن‌ها را بررسی کنند
[ترجمه گوگل]اکتشاف ها یک قبر را برای بررسی زمین در اطرافشان کوهنوردی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There's a mound of papers on my desk.
[ترجمه ترگمان]یک پشته کاغذ روی میزم هست
[ترجمه گوگل]یک قاشق کاغذ روی میز من وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There is a mound of papers on my desk.
[ترجمه ترگمان]یک پشته کاغذ روی میزم هست
[ترجمه گوگل]یک تپه کاغذی روی میز من وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I've got a mound of paperwork to do.
[ترجمه ترگمان]من یه عالمه کار اداری دارم که باید انجام بدم
[ترجمه گوگل]من تا به حال یک تپه کاغذی برای انجام
[ترجمه شما] ...

مترادف mound

خرپشته (اسم)
arc , mound , dome roof
پشته (اسم)
stack , heap , hill , eminence , mound , barrow , embankment , hillock , knap , rick , toft , hummock , monticule
تپه (اسم)
top , hill , mound , mount , brae , barrow , mesa , ben , knurl , tumulus , tump
ماهور (اسم)
hill , mound , barrow , dale , knoll , rising ground
بر امدگی (اسم)
eminence , nook , projection , excrescence , mound , bulge , protuberance , protuberancy , granulation , bump , overhang , knob , knop , nub , stigma , promontory , ledge , burr , tumor , convexity , ganglion , node , nodule , knurl , eminency , turgescence , excrescency , ridge , gibbosity , outgrowth , knur , verruca , whaleback
خاک ریزساختن (فعل)
mound
با خاک ریز محصور کردن (فعل)
mound

معنی عبارات مرتبط با mound به فارسی

کرایترماوند (عبارت است از گودال عظیمی به ژرفای 183 متر و قطر 1/2 کیلومتر که توسط شهاب ایجاد شده - در مرکز ایالت آریزونا)

معنی mound در دیکشنری تخصصی

mound
[عمران و معماری] پشته
[زمین شناسی] پشته، تپه کوتاه
[عمران و معماری] چشمه تپه ای - چشمه رشنی
[خاک شناسی] خاک پشته
[آب و خاک] کپه خاکی
[زمین شناسی] پشته قشری
[زمین شناسی] کومه یخبندانی عنوانی عام برای تپه، پشته یا برآمدگی مخروطی که در منطقه ای همیشه منجمد شکل گرفته و حاوی هسته ای یخی بوده و نشان دهنده تورم و حرکت رو به بالای موسمی و فصلی سطح زمین در اثر تورم انجمادی یا فشار هیدوراستاتیکی آب های زیرزمینی است. نیز ببینید: pingo ؛ palsa ؛ hydrolaccolith؛ ice laccolith؛earth hummock ؛frost blister ؛ ground-ice mound ؛ ice mound؛ gravel mound. مترادف: soil blister؛ suffusion knob .
[عمران و معماری] گرده آب زیر زمینی
[زمین شناسی] کومه خاک عنوانی که در شمال غربی امریکا برای گنبدهای بیضوی یا کروی کم ارتفاعی که از سیلتهای ریگی و مواد خاکی سست و فاقد چینه بندی تشکیل شده و معمولاً بر روی رسوبات یخچالی شکل گرفته و منظره ای ناهموار را ایجاد می کنند، بکار می رود. قطر تحتانی چنین ساختارهایی از 3 تا 30 متر و ارتفاع آنها از 30سانتی متر تا 2 متر متفاوت است، ناهمواریهای مزبور، احتمالاً توسط موجودات نقب زن ساخته می شوند. عنوان مزبور از mima prairie در غرب واشنگتن، مشتق شده است. مقایسه شود با: pimple mound واژه مزبور به صورت mima mound هم نوشته می شود.
[زمین شناسی] کومه یخ خندق دار توده ای یخی به قطر چندین فوت که توس ...

معنی کلمه mound به انگلیسی

mound
• hill, embankment; pile, heap; raised section of ground from which a pitcher pitches the ball (baseball)
• pile, heap onto a pile; raise up an embankment
• a mound is a pile of earth like a very small hill.
• a mound is also a large, untidy pile of things.
burial mound
• tumulus, mound raised over a grave; (archeology) pile of earth built over ancient tombs

mound را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
بصورت تپه/خاک ریز درآوردن
علی اصغر سلحشور
پشته، تپه، تل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mound

کلمه : mound
املای فارسی : موند
اشتباه تایپی : ئخعدی
عکس mound : در گوگل

آیا معنی mound مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )