برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1636 100 1
شبکه مترجمین ایران

mother tongue

/ˈməðərˈtəŋ/ /ˈmʌðətʌŋ/

معنی: زبان مادری

واژه mother tongue در جمله های نمونه

1. Command of the mother tongue is the most distinguishing mark of an educated man or woman.
[ترجمه ترگمان]فرمان زبان مادری the نشانه یک زن یا زن تحصیل‌کرده است
[ترجمه گوگل]فرماندهی از زبان مادری نشانه ترین مشخصه یک مرد یا زن تحصیلکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Command of the mother tongue is the most distinguishing mark of the educated man or woman.
[ترجمه ترگمان]فرمان زبان مادری the نشانه مرد یا زن تحصیل‌کرده است
[ترجمه گوگل]فرماندهی از زبان مادری نشانه برجسته ترین مرد یا زن تحصیلکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And people don't choose their mother tongue, do they?
[ترجمه ترگمان]و مردم زبان مادری خود را انتخاب نمی‌کنند، نه؟
[ترجمه گوگل]و مردم زبان مادری خود را انتخاب نمی کنند، آیا آنها؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I speak nothing but our mother tongue.
[ترجمه mn] من جز زبان مادری ام به زبان دیگری سخن نمی گویم
...

مترادف mother tongue

زبان مادری (اسم)
vernacular , mother tongue

معنی کلمه mother tongue به انگلیسی

mother tongue
• native language
• your mother tongue is the language you learned from your parents when you were a child.

mother tongue را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sanaz
مترادف :frist language
علیزاده
Mother tongue= mother language
زبان مادری
نگین عنایتی
The first language that people talk
متین خدائی
the language that one first learns to speak as a child
محمدرسول
The first language everybody knows
Matin
زبان مادری
Alireza
The language that one first learns to speak as a child
مرادی
زبان مادری
Mahdi
Many children are not able to speak their mother tongue and the Shanghai Huju Opera Theater company has had trouble finding speakers of pure and coherent Shanghai dialect.
tinabailari
زبان مادری
What's your mother tongue
زبان مادری‌ات چیست؟
آناهیتا صالحی
first language

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی mother tongue

کلمه : mother tongue
املای فارسی : مادر تنگو
اشتباه تایپی : ئخفاثق فخدلعث
عکس mother tongue : در گوگل

آیا معنی mother tongue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )