برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1469 100 1

morphology

/mɔːrˈfɑːlədʒi/ /mɔːˈfɒlədʒi/

معنی: ریخت شناسی، تاریخ تحولات لغوی
معانی دیگر: (زیست شناسی) ریخت شناسی، (زبان شناسی) ساخت شناسی واژگانی، تاری  تحولات لغوی

واژه morphology در جمله های نمونه

1. Dating a skull on the morphology has also severe limitations.
[ترجمه رضا] مشخص کردن قدمت یک جمجمه در ریخت شناسی با محدودیت های شدیدی مواجه است.
|
[ترجمه ترگمان]قرار دادن جمجمه بر روی مورفولوژی نیز محدودیت‌های شدیدی دارد
[ترجمه گوگل]بدست آوردن جمجمه در مورفولوژی نیز دارای محدودیت های شدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There are significant differences in the morphology and degree of volcanic activity associated with these two types of rift.
[ترجمه ترگمان]تفاوت‌های قابل‌توجهی در مورفولوژی و میزان فعالیت آتشفشانی در ارتباط با این دو نوع شکاف وجود دارد
[ترجمه گوگل]تفاوت های قابل توجهی در مورفولوژی و میزان فعالیت آتشفشانی مربوط به این دو نوع تقسیم وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Signal morphology was analysed by the probability density function for the amount of time the signal spent away from the electrical baseline.
[ترجمه ترگمان]مورفولوژی سیگنال توسط تابع چگالی احتمال برای مدت زمانی که سیگنال از پایه الکتریکی خارج می‌شود ...

مترادف morphology

ریخت شناسی (اسم)
morphology
تاریخ تحولات لغوی (اسم)
morphology

معنی morphology در دیکشنری تخصصی

morphology
[شیمی] ریخت ، ریخت شناسی
[زمین شناسی] ریخت شناسى،شکل وظاهر بدن مطالعه شکل وساختار جانوران وگیاهان وبقایاى سنگواره هاى آنها.
[بهداشت] ریخت شناسی
[نساجی] مرفولوژی (برسی ساختار داخلی الیاف در مقیاس بزرگتر از اتم و کوچکتر از کل نمونه)- شکل شناسی
[پلیمر] شکل شناسی، ریخت شناسی، علم شناخت شکل و ساختار دقیق مواد بی جان و جاندار اعم از گیاهان ، حیوانات و هر شکل دیگری از حیات
[عمران و معماری] خصوصیات ریخت شناسی حوضه
[زمین شناسی] ریخت شناسی کانال ، ریخت شناسی رودخانه.
[زمین شناسی] مورفولوژی قلعه های ویران ، مورفولوژی مضرس و خشن این مورفولوژی در سنگ آهکها, به علت مقاومت در اثر لایه بندی و نفوذ پذیری , آهک در مقابل هوازدگی ایجاد می شود .
[عمران و معماری] مرفولوژی رودخانه ای
[زمین شناسی] ریخت شناسی عملکردی ، مطالعه شکل ظاهری وعملکرد جانداران - مطالعه و بررسی فرم و ساختار موجودی زنده از دیدگاه نحوه تطبیق پذیری آن با محیط زیست خاص تحت شرایطی ویژه. بخشی از مباحث مربوط به ریخت شناسی حیوان یا گیاهی که مربوط به تغییرات و شرایط زیست محیطی آن می باشد.
[آمار] ریخت شناسی ریاضی
[زمین شناسی] ریخت شناسی رودخانه - مطالعه الگوی ...

معنی کلمه morphology به انگلیسی

morphology
• study of form and structure; science which deals with structure and form of plants and animals (biology); study of the form and structure of word formation (linguistics)

morphology را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد عبدالعلی‌پور
تکواژ‌شناسی
ebi
ساختارشناسی
محدثه
پیکربندی
ملیحه
ساختارشناسی، سازه شناسی ، زیست شناسی
اسي
مورفولوژي
بهاره
نحو (زبانشناسی)
آرش
در مهندسی پلیمر ، معمولا برای توصیف شکل واندازه زنجیرهای پلیمری به کار میرود یعنی تجمع تعداد زنجیرهای مولکولی به ضخامت 10 آنگستروم است.
عاطفه موسوی
مطالعه ی ساختار و شکل زبان
مهدی رستمی
واژه شناسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی morphology
کلمه : morphology
املای فارسی : مورفولوژی
اشتباه تایپی : ئخقحاخمخلغ
عکس morphology : در گوگل

آیا معنی morphology مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران