برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1359 100 1

mormonism


معنی: فرقه مذهبی مورمن
معانی دیگر: اصول nomrom ها

واژه mormonism در جمله های نمونه

1. On the one hand, Mormonism was partially democratized in that virtually every adult male could be ordained a priest.
[ترجمه ترگمان]از یک طرف، Mormonism تا اندازه‌ای در آن دخالت داشت که هر مرد بالغ می‌توانست کشیش شود
[ترجمه گوگل]از یک طرف، مورمونیزم تا حدودی دموکراتیزه شد، در آن تقریبا هر مرد بالغ می توانست یک کشیش مقدس شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. As we have seen in the case of Mormonism, a dialectical relationship exists between the Asiatic and the capitalist modes.
[ترجمه ترگمان]همانطور که در مورد of مشاهده کردیم، یک رابطه دیالکتیکی بین آسیایی و the وجود دارد
[ترجمه گوگل]همانطور که در مورد مورمونیسم دیده ایم، روابط دیالکتیکی بین شیوه های آسیایی و سرمایه داری وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And within America, by one estimate, Mormonism is the fourth - largest denomination.
[ترجمه ترگمان]و در آمریکا با یک تخمین، Mormonism چهارمین گروه بزرگ است
[ترجمه گوگل]و در داخل آمریکا، بر اساس یک برآورد، مورمونیس چهارمین بزرگترین مظهر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. As a new religious tradition, Mormonism w ...

مترادف mormonism

فرقه مذهبی مورمن (اسم)
mormonism

معنی کلمه mormonism به انگلیسی

mormonism
• principles of the mormon church, doctrines of the church of jesus christ of latter-day saints that was founded in 1830 in the u.s. by joseph smith

mormonism را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mormonism
کلمه : mormonism
املای فارسی : مرمنیسم
اشتباه تایپی : ئخقئخدهسئ
عکس mormonism : در گوگل

آیا معنی mormonism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )