برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1399 100 1

money supply

واژه money supply در جمله های نمونه

1. They see a direct link between the money supply and prices.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها ارتباط مستقیمی بین عرضه پول و قیمت‌ها می‌بینند
[ترجمه گوگل]آنها یک پیوند مستقیم بین عرضه پول و قیمت ها را مشاهده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That does not automatically mean, however, that the money supply has been curbed, and there is considerable evidence to the contrary.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این به طور خودکار به این معنا نیست که تامین پول محدود شده‌است، و شواهد قابل‌توجهی بر عکس وجود دارد
[ترجمه گوگل]با این وجود، به طور خودکار این بدان معنا نیست که عرضه پول محدود شده است و شواهد قابل توجهی وجود دارد که بر خلاف آن هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A change in the money supply brings a corresponding change in expenditure.
[ترجمه ترگمان]تغییری در تامین پول باعث تغییر در هزینه‌ها می‌شود
[ترجمه گوگل]تغییر در عرضه پول، تغییرات مربوط به هزینه را به همراه می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Money supply has been swollen by a large capital inflow.
...

معنی کلمه money supply به انگلیسی

money supply
• total methods of payment that are at an economy's disposal

money supply را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ر. ف
عرضه‌ی پول
سعید ترابی
ذخیره ارزی
jahanaks.blog.ir
عرضه پول

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی money supply مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )