برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

molder

/ˈmoldər/ /ˈmoldə/

معنی: قالب گر، پوسیدن، خاک شدن
معانی دیگر: (معمولا با: away) خاکستر شدن، پوسیدن و خاک شدن، از هم پاشیدن، از هم پاشیدن he was moldering in his grave او داشت در گور خود میپوسید

واژه molder در جمله های نمونه

1. This is a mold of pudding.
[ترجمه ترگمان]این یه قالب پودینگ است
[ترجمه گوگل]این یک قالب پودینگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He is cast in his father's mold.
[ترجمه ترگمان]او در قالب پدرش نقش بازی می‌کند
[ترجمه گوگل]او در قالب پدرش ریخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Chiefly the mold of a man's fortune is in his own hands.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی، قالب ثروت یک مرد در دست خودش است
[ترجمه گوگل]به طور کلی، شکل از ثروت انسان در دستان خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's made in his father's mold.
[ترجمه ترگمان]او در قالب پدرش ساخته شده‌است
[ترجمه گوگل]او در قالب پدرش ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The rice dampened and molded during the summer rains.
...

مترادف molder

قالب گر (اسم)
molder , moulder
پوسیدن (فعل)
decay , rot , putrefy , corrode , rust , molder , moulder
خاک شدن (فعل)
molder , moulder

معنی کلمه molder به انگلیسی

molder
• one who shapes, one who molds, something which gives form (also moulder)
• decay, fall apart with age, crumble; cause to molder (also moulder)

molder را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

moon
خاک خوردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی molder

کلمه : molder
املای فارسی : ملدر
اشتباه تایپی : ئخمیثق
عکس molder : در گوگل

آیا معنی molder مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )