برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1431 100 1

modular

/ˈmɑːdʒələr/ /ˈmɒdjʊlə/

معنی: پیمانهای، وابسته به قدر مطلق، مطابق اندازه یامقیاس، دارای قسمت های کوچک
معانی دیگر: وابسته به وهیر، وهیری، یکانی، واحدی، قطعه قطعه، تعدیلی، (ریاضی) قدر مطلقی، هنگی، معماری مطابق اندازه یامقیاس، قایسی

واژه modular در جمله های نمونه

1. modular furniture
مبل و صندلی که بهم می‌خورد (یا با سایر تزئینات اتاق جور درمی‌آید)

2. modular homes
خانه‌های پیش ساخته و چند تکه (که در محل سوار می‌کنند)

3. They ended up buying a prebuilt modular home on a two-acre lot.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها برای خرید یک خانه پیمانه‌ای prebuilt در یک محوطه دو هکتاری ثبت‌نام کردند
[ترجمه گوگل]آنها به خرید یک خانه مدولار ساخته شده در دو هکتار رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The course is modular in structure.
[ترجمه ترگمان]این دوره از نظر ساختار پیمانه‌ای است
[ترجمه گوگل]این دوره در ساختار مدولار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Many colleges and universities now offer modular degree courses.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها در حال حاضر دوره‌های آموزشی دارند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر بسیاری از کالج ها و دانشگاه ها دوره های مدرک تحصیلی خود را ارائه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. ...

مترادف modular

پیمانهای (صفت)
modular
وابسته به قدر مطلق (صفت)
modular
مطابق اندازه یامقیاس (صفت)
modular
دارای قسمت های کوچک (صفت)
modular

معنی عبارات مرتبط با modular به فارسی

طرح پیمانه ای، طراحی پیمانه ای
برنامه پیمانه ای
برنامه نویسی پیمانه ای
سیستم پیمانه ای

معنی modular در دیکشنری تخصصی

[صنعت] پیمانه ای، مدولار
[ریاضیات] قدرمطلقی، پیمانه ای، واحدی، تکه تکه، سیستم خودکفا
[کامپیوتر] برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی .
[ریاضیات] حساب پیمانه ای، حساب هم نهشتی، حساب هنگی
[کامپیوتر] برنامه نویسی پیمانه ای .
[صنعت] مفهوم مدولار - در چهرچوب این مفهوم، یک سیستم از بالا به پایین به زیر سیستم های کوچک و نسبتا مستقل تفکیک می شود.
[کامپیوتر] محدودیت در جابجایی تصاویر .
[برق و الکترونیک] ساختار تکه ای قطعه ، مدار یا سیستمی که در پوششی با ابعاد استاندارد و به گونه ای بسته بندی شده است که مستقیماً می توان آنر را با محصولات دیگری با همان قالب بسته بندی عوض کرد . اتصالها یا پایه ها ی ورودی ف خروجی و تغذیه دارای عملکردهای معینی هستند . تا در صورت خراب آنها یا تغییر در طرح مدار داخلی بتوان آنها را به راحتی حذف یا جانشین کرد . مثلاً رله های حالت - جامد و منابع تغدذیه به این صورت هستند . در هر حال یکی بودن مشخصه ها و محصولاتی که دارای بسته های شبیه به هم هستند ضروری نیست .
[سینما] خودبسنده آموزشی
[ریاضیات] تابع مدولی
modular g ...

معنی کلمه modular به انگلیسی

modular
• made of standardized units which can be assembled in different ways; of or relating to a module
• in building, modular means relating to the construction of buildings in parts called modules; a technical term.
• modular also means relating to the teaching of courses at college or university in units called modules; a technical term.
modular kitchen
• kitchen furnishing which are built as separate units that can be adjusted according to necessity

modular را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

shakiba
چند بخشی
سودا
پیمانه ای
ebi
بخش بخش ، چند بخش ، چند تکه ، چند ساختار ، چند ساختاری

ساختار یافته ، ساختارپذیر
مهری نبویان
دقیق
هومن
قابل تنظیم به حالت های مختلف
فاطمه احمدی
قسمت های کوچک
مسعود زهدی
جزء به جزء- قسمت به قسمت (مانند تبدیل قسمت به قسمت سیستم های قدیمی به سیستم های جدید)- بخش بخشی -ترکیبی از اجزاء
محمدعلی کریمی
ساخته شده از واحدها ی استاندارد ی که می توانند به طرق مختلف گرد هم آیند،تشکیل شده از واحدهای مونتاژ پذیر
اکبر شفقی
تکمان
محدثه فرومدی
پودمانی/پودمان
محمد علی کریمی
برش،مقطع،برشگاه،دسته،گروه،برزن،محله،جز،بخش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی modular
کلمه : modular
املای فارسی : مدولار
اشتباه تایپی : ئخیعمشق
عکس modular : در گوگل

آیا معنی modular مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )