برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1409 100 1

mock

/ˈmɑːk/ /mɒk/

معنی: تمسخر، تقلیدی، تقلید در اوردن، دست انداختن، مسخره کردن، خندیدن، عقیم کردن، استهزاء کردن
معانی دیگر: مچل کردن، (به ریش کسی) خندیدن، لاغیدن، ریشخند کردن، تقلید کسی را درآوردن، تو جلد کسی رفتن، ادای کسی را درآوردن، عرض اندام کردن، (برای مبارزه) قدعلم کردن، نقش برآب کردن، بی نتیجه کردن، (با: at) مورد استهزا قرار دادن، تحقیر کردن، مچل سازی، وانمودین، ظاهری (نه واقعی)، ساختگی، دروغین، کاذب، (انگلیس) امتحان تمرینی، آزمون آزمایشی، (شخص یا چیز) مورد تمسخر، مضحکه، اسباب خنده، ادا درآوری، تقلید درآوری، وابسته به خوراک که به تقلید از خوراک دیگر ساخته شده است، خوراک بدلی

واژه mock در جمله های نمونه

1. mock surprise
تعجب وانمودین

2. a mock battle
جنگ زرگری،نبرد وانمودین

3. make mock of
خندیدن به،دست انداختن،مچل کردن

4. we shouldn't mock at other people's religious beliefs
ما نباید عقاید مذهبی دیگران را مورد تمسخر قرار بدهیم.

5. make a mock of
دست انداختن،مورد تمسخر قرار دادن،مسخره کردن

6. he took to heart what i had said in mock
آنچه را که به شوخی گفتم به دل گرفت.

7. The make-up woman daubed mock blood on Jeremy.
[ترجمه ترگمان] اون زن قد بلند خون رو به جرمی تبدیل کرده
[ترجمه گوگل]خانم آرایش خون را در جرمی پاره کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He raised his eyebrows in mock disbelief.
[ترجمه ترگمان]با ناباوری ابروانش را بالا برد
[ترجمه گوگل]او ابروهای خود را در بی حرمتی فریب داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It's rude to mock at a foreign student's mistakes in English.
...

مترادف mock

تمسخر (اسم)
ridicule , scoff , irony , mock , scorn , jest , derision , sneer , fleer
تقلیدی (صفت)
imitative , mock , simulative
تقلید در اوردن (فعل)
monkey , mock , mime , pantomime
دست انداختن (فعل)
flout , game , fool , ridicule , put on , kid , banter , spoof , hoax , gibe , befool , mock , bullyrag , lark , laverock
مسخره کردن (فعل)
quiz , kid , befool , mock , jape , satirize
خندیدن (فعل)
mock , burst into a laugh , laugh , chuckle , laugh at , titter , giggle , chortle , roar with laughter
عقیم کردن (فعل)
frustrate , castrate , mock , spay , sterilize , narrow down
استهزاء کردن (فعل)
flout , mock , scorn , guy , jest , jig , deride , sneer , fleer

معنی عبارات مرتبط با mock به فارسی

(ادبیات) داستان یا شعر رزمی خنده آور (که به تقلید از شعر حماسی درست شده)
قمر کاذب
(گیاه شناسی) پرتقال بدلی، نرگس درختی، میخک زینتی (جنس philadelphus از خانواده ی saxifrage)، یاس درختی، یاس شیروانی
شمس، عکس خورشید
(آشپزی) سوپ گوشت گاو (که طعم سوپ لاک پشت سبز را دارد)
(مدل چیزی که به منظور آموزش یا تمرین و غیره به اندازه ی اصلی می سازند) نمونه ی هم اندازه، ماکت، مدل آزمایشی، مدلی باندازه طبعی وکامل برای مطالعه وازمایش

معنی کلمه mock به انگلیسی

mock
• scorn, ridicule, mockery
• jeer; mimic; imitate; scorn; ridicule
• imitation, false, fake
• if you mock someone, you say something unkind or scornful about them, or imitate them in an unkind way.
• you use mock to describe something which is not genuine.
mock elections
• pretend elections in which the outcome has no effect (used for conducting surveys)
mock moon
• paraselene, pseudo-moon, radiant moon-shaped spot on a lunar halo
mock sun
• parhelion, pseudo-sun, imaginary sun
mock turtle soup
• soup made from meat (veal or calf's head) with wine and seasoned to taste like green turtle soup
mock up
• crude prototype, crude example (used for learning, demonstration or examination)
• a mock-up of a structure is a model of it.

mock را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه فاطمه
mock exam
ازمون ازمایشی
آرمین مظاهری
شبیه سازی شده
زهراپیرمحمدی
دروغین
Setayesh-Arya
درکمدی به معنای ادای کسی را دراوردن
Mohamadda333
مسخره کردن که همراه با at
فریــــــماه رفیعی
آماده اقدام برای کاری شدن- وارد عمل شدن
the hard disk is mocked for data sanitization
هارد دیسک برای مرحله پاکسازی اطلاعات آماده ست
aram
مسخره کردن
با تمسخر گفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mock
کلمه : mock
املای فارسی : مکک
اشتباه تایپی : ئخزن
عکس mock : در گوگل

آیا معنی mock مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )