برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1409 100 1

mixture

/ˈmɪkst͡ʃər/ /ˈmɪkst͡ʃə/

معنی: ترکیب، مخلوط، امیزش، مخلوطی، امیزه، اختلاط، معجون، اشوره
معانی دیگر: آمیزه، آمیغ، آشورده، آمیختگی، اختلاط و آشوردگی، آمیزش، امتزاج، (نخ یا پارچه که از الیاف گوناگون ساخته شده است) نخ آمیخته، پارچه ی آمیخته

واژه mixture در جمله های نمونه

1. a mixture rich in lime
یک آمیزه‌ی پر آهک

2. this mixture is two parts milk and one part honey
این آمیزه دو پیمانه شیر است و یک پیمانه عسل.

3. an indiscriminate mixture of several languages
آمیزه‌ی آشفته‌ای از چندین زبان خارجی

4. the gradual mixture of those two languages
امتزاج تدریجی آن دو زبان

5. she worked the mixture into a paste
او آن مخلوط را (ورز داد و) تبدیل به خمیر کرد.

6. this tobacco is a mixture of three different kinds
این توتون آمیزه‌ای از سه نوع مختلف است.

7. A mixture of selected funds is an optimum choice for future security and return on investment.
[ترجمه ترگمان]ترکیبی از صندوق‌های انتخاب‌شده یک انتخاب بهینه برای امنیت آتی و بازگشت سرمایه است
[ترجمه گوگل]مخلوطی از بودجه انتخاب شده، انتخاب مطلوب برای امنیت آینده و بازگشت سرمایه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The town is a mixture of the old and the new.
[ترجمه ترگمان]شهر ترکیبی از کهنه و نو است
[ترجمه گوگل]شهر ترکیبی از قدیمی و جدید است
[ترجمه شما] ...

مترادف mixture

ترکیب (اسم)
consolidation , conjugation , conformation , synthesis , blend , admixture , combination , composition , syntax , mixture , compound , melange , confection , structure , physique , form , feature , commixture , concoction , making , contexture , zygosis , makeup
مخلوط (اسم)
mix , blend , admixture , mixture , hash , melange , composite , compost , hybrid , hodgepodge , mishmash , olio , macedoine
امیزش (اسم)
association , combination , mixture , hash , fusion , amalgamation , intercourse , converse , haunt , farrago , intercommunion
مخلوطی (اسم)
blend , mixture
امیزه (اسم)
mix , blend , mixture , melange
اختلاط (اسم)
integration , synthesis , mix , brew , mixture , melange , intermixture , medley , conglomerate , welter , commixture , macedoine
معجون (اسم)
mixture , confection , electuary
اشوره (اسم)
mixture

معنی عبارات مرتبط با mixture به فارسی

علوم مهندسى : ترکیبسازى
آمیزه ی بردو (آب و آهک و سولفات مس که در قدیم برای کشتن آفت بر برگ گیاهان پاشیده می شد)
آمیزه ای از مواد مخدر و مسکن و الکل که به عنوان دردکش برای بیماران مشرف به مرگ که درد شدید دارند تجویز می شود (brompton cocktail هم می گویند)
نمک بایخ یابرف که براى افسردن بکارمیبرند
علوم مهندسى : مخلوط روغن و سوخت

معنی mixture در دیکشنری تخصصی

mixture
[علوم دامی] آمیزه ، مخلوط
[شیمی] مخلوط
[عمران و معماری] مخلوط
[برق و الکترونیک] مخلوط
[مهندسی گاز] مخلوط
[نساجی] مخلوط - آمیخته
[ریاضیات] آمیخته، اختلاط، ترکیب، آمیزه، مخلوط
[پلیمر] مخلوط
[آمار] توزیع آمیخته
[نساجی] رنگینه مخلوط (ویژرنگرزی مخلوط الیاف)
[ریاضیات] آزمایش مخلوط
[آمار] آزمایش آمیخته
[نساجی] پارچه مخلوط
[نساجی] دمای اختلاط - درجه حرارت مخلوط - دمای مخلوط
[نساجی] نخ مخلوط
[شیمی] مخلوط همجوش ، مخلوط آزئوتروپ
[نساجی] مخلوط آزوتروپ
[پلیمر] مخلوط همجوش
[زمین شناسی] قشر آستر این قشر بین رویه و قشرهای آسفالتی زیر آن و یا بین رویه و قشر اساس شکسته قرار می گیرد. اندازه سنگدانه ها برای آستر معمولاً بین 19 تا 5/37 میلیمتر متغیر است. گاهی اوقات در شرایط ترافیک خیلی سنگین، از جمله در بنادر و اسکله ها مشروط بر آنکه بافت سطحی آن مشکلی ایجاد نکند از دانه بندیهای تیپ قشر آستر که در مقابل تغییر شکل ناشی از بارهای خیلی سنگین حساسیت کمتری دارد، برای قشر رویه استفاده می شود.
[نساجی] محلول فهلینگ
...

معنی کلمه mixture به انگلیسی

mixture
• combination, blend, compound, jumble, variety
• a mixture of things consists of several different things together.
• a mixture is a substance that consists of other substances which have been stirred or shaken together.
inflammable mixture
• flammable mixture, combustible blend
lean mixture
• thin mixture, diluted mixture, mixture containing a small amount of the substance added
mechanical mixture
• mixture of substances in a way that each maintains its individual characteristics
unholy mixture
• mixture that is not compatible, bad combination

mixture را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohamad daichi
i tried baking a cake with mixture of a sack of wheat flour and one white egg ans some sugar

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mixture
کلمه : mixture
املای فارسی : میختور
اشتباه تایپی : ئهطفعقث
عکس mixture : در گوگل

آیا معنی mixture مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )