برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1406 100 1

miserable

/ˈmɪzərəbl̩/ /ˈmɪzrəbl̩/

معنی: بد بخت، سیاه بخت، تیره بخت، تیره روز
معانی دیگر: سیه روز، فلک زده، نگون بخت، محنت بار، رنج آور، مصیبت بار، عذاب دهنده، فلاکت بار، بسیار بد، پست، نامرغوب، بنجل، ناکافی، نابسنده، ناچیز، شرم آور، خجلت آور، قابل ترحم، سزاوار دلسوزی، رقت آور

واژه miserable در جمله های نمونه

1. a miserable hypochondriac whose interests are bounded by his own imaginary ailments
خود بیمار انگار بیچاره‌ای که علایق او محدود به بیماری‌های خیالی خودش است

2. a miserable performance
ایفای نقش بسیار بد،اجرای بد

3. his miserable treatment of his own children
رفتار شرم‌آور او نسبت به فرزندانش

4. a group of miserable human beings who had been put to forced labor
گروهی از انسان‌های فلک زده که به بیگاری گرفته شده بودند.

5. he died a miserable death
با وضع بسیار بدی مرد.

6. when will this miserable weather change?
این هوای ناراحت کننده کی تغییر خواهد کرد؟

7. spare, o god, this miserable sinner!
ای خدا این گنهکار بدبخت را ببخش‌!

8. they were struggling to raise their miserable incomes
آنها تلاش می‌کردند که درآمدهای ناچیز خود را بالا ببرند.

9. He was a lonely, miserable wretch.
[ترجمه ترگمان]او یک آدم بدبخت و بدبخت بود
[ترجمه گوگل]او یک جادوگر تنها و ناخوشایند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. What ...

مترادف miserable

بد بخت (صفت)
gray , ill-fated , sorry , woeful , unhappy , unblessed , unlucky , infelicitous , wretched , unfortunate , miserable , ill-starred
سیاه بخت (صفت)
unlucky , infelicitous , miserable
تیره بخت (صفت)
unlucky , miserable
تیره روز (صفت)
miserable

معنی کلمه miserable به انگلیسی

miserable
• wretch, poor person; sorry person, desolate person
• unhappy, dejected, wretched
• if you are miserable, you are very unhappy.
• a miserable place or situation makes you feel depressed.
• you say the weather is miserable when it is raining or dull.
becoming miserable
• starting to feel very unhappy
feel miserable
• be unhappy, feel depressed, feel wretched, feel disconsolate
made his life miserable
• embittered his life, made his life a living hell

miserable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیاه بخت
سیاه بخت
Mr.kheirkhah
بیچاره
مهدی رحیمی
ناارام و ناراحت
بیمار
فقیر
کیفیت ها و خصایص بد
بد یا خیلی بد در چیزی در انجام و ...
بی ارزش
ناشاد
خنگ
ebi
بینوا
Abolfazl
بدبخت
amir
بد بخت
Zare
افتضاح
...
خجالت زده
A
دلگیر،غم انگیز
ـm.bgz
افسرده
Samerta
طفلی
سلیمانی
Miserable به اشتباه تیره بخت معنی شده ، معنی واقعی این کلمه بینوا است
حسن
بُرج ریق.
مثال. اقبال ما تو برج ریقه. برج نحسی
mahdis
روزی که تیره باشد نه برفی ولی خیلی سرد و بد
میثم علیزاده
● افسرده، کسی که دلش گرفته( یا حالا از تنهایی یا از آب و هوا)
● نگون بخت، فلک زده
● فلاکت بار، غذاب آور
.....

غمگین
متین خدایی
بدبخت
میثم نبی پور
بسیار غمگین/نگران/ناراحت

very/extremely unhappy
of a person: wretchedly unhappy or uncomfortable
سیما
درمانده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی miserable
کلمه : miserable
املای فارسی : میسربل
اشتباه تایپی : ئهسثقشذمث
عکس miserable : در گوگل

آیا معنی miserable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )