برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

milled

/ˈmɪld/ /mɪld/

آسیاب شده، خرد شده، آرد شده، کوبیده شده، کنگره دار

واژه milled در جمله های نمونه

1. milled barley
جو آسیاب کرده

2. we milled the corn coarse
ذرت‌ها را درشت آسیا کردیم.

3. Dozens of people milled around Charing Cross Road and Denmark Street.
[ترجمه ترگمان]ده‌ها نفر از مردم در خیابان چرینگ کراس و خیابان Denmark شدند
[ترجمه گوگل]ده ها تن از مردم در اطراف چارینگ صلیب جاده و خیابان دانمارک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. All our flours are milled using traditional methods.
[ترجمه ترگمان]همه flours ما از روش‌های سنتی استفاده می‌کنند
[ترجمه گوگل]تمام آرد های ما با استفاده از روش های سنتی خرد می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. English pound coins have milled edges.
[ترجمه ترگمان]سکه‌های دو پوندی انگلیسی به هم متصل شده‌اند
[ترجمه گوگل]سکه های پوند انگلیسی دارای لبه های خرد شده هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They milled around the ballroom with video cameras.
[ترجمه ...

معنی milled در دیکشنری تخصصی

Milled
[نساجی] پارچه نمد شده
[نفت] جداره آسیاب شده
[سینما] حاشیه دندانه ای
[پلیمر] الیاف آسیاب شده، الیافی که معمولاً برای ساختن بتونه با الیاف شیشه استفاده می شود گویند
[پلیمر] الیاف آسیا شده
[نفت] مته ی دندانه دار آسیاب شده

milled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جهان
تراش خورده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی milled

کلمه : Milled
املای فارسی : میللد
اشتباه تایپی : ئهممثی
عکس Milled : در گوگل

آیا معنی milled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )