برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

milestone

/ˈmaɪlˌstoʊn/ /ˈmaɪlstəʊn/

معنی: میل، علامت، مرحله برجسته، فرسخ شمار، مرحله مهمی از زندگی
معانی دیگر: رویداد مهم، نقطه ی عطف، (در جاده ها - ستون یا سنگی که فاصله تا شهر بعدی را برحسب مایل یا میل نشان می دهد) مایل شمار، مایل نما، ره شمار، فرس  شمار، بامیل خود شمار نشان گذاری کردن

واژه milestone در جمله های نمونه

1. the landing of humans on the moon was a milestone in human history
فرود آمدن انسان بر ماه نقطه‌ی عطفی در تاریخ بشر بود.

2. The company passed the £6 million milestone this year.
[ترجمه احسان] این شرکت در سال جاری از شاخص شش میلیون پاوند عبور کرد.
|
[ترجمه ترگمان]این شرکت مبلغ ۶ میلیون پوند را در سال جاری به تصویب رساند
[ترجمه گوگل]این شرکت در سال جاری 620 میلیون پله نقلیه را سپری کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The invention of the wheel was a milestone in the history of the world.
[ترجمه ترگمان]اختراع چرخ یک نقطه عطف در تاریخ جهان بود
[ترجمه گوگل]اختراع چرخ، نقطه عطفی در تاریخ جهان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Each birthday is a milestone we touch along life's way. May your birthday be happy in more ways than one.
[ترجمه ترگمان]هر روز تولد یک نقطه عطف است که ما در طول مسیر زندگی لمس می‌کنیم ممکن است روز تولد شما از هر لحاظ خ ...

مترادف milestone

میل (اسم)
stomach , addiction , bar , desire , liking , tendency , will , shaft , propensity , leaning , goodwill , penchant , relish , axle , rod , bent , vocation , inclining , predilection , zest , hade , milestone , predisposition , proclivity
علامت (اسم)
significant , tally , indication , label , token , sign , index , mark , insignia , signal , emblem , symptom , omen , tag , tick , docket , intimation , milestone , ostent , portent
مرحله برجسته (اسم)
milestone
فرسخ شمار (اسم)
milestone
مرحله مهمی از زندگی (اسم)
milestone

معنی milestone در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] سنگ کیلومتر شمار
[صنعت] فرسخ شمار ،سنگ های مسافت نما ، مرحله برجسته ای در یک پروژه ، برهه
[ریاضیات] واقعه ی مهم، منزلگاه، شاخص کار، پایان نما، برهه
[عمران و معماری] رویداد شاخص
[زمین شناسی] رویداد شاخص
[ریاضیات] رویداد شاخص
[عمران و معماری] شبکه شاخص
[زمین شناسی] شبکه شاخص
[ریاضیات] شبکه ی شاخص
[صنعت] زمانبندی مایلستون ها

معنی کلمه milestone به انگلیسی

milestone
• stone used as a milepost; landmark; important event
• a milestone is an important event in the history or development of something.
• a milestone is also a stone by the side of the road showing the distances to particular places.

milestone را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غزال
در کاربرد مدیریت پروژه، رویداد مهمی در پروژه است که بعد از آن پروژه وارد فاز بعدی می‌شود. معادل پیشنهادی برای این کلمه (در زمینه‌های مربوط به مدیریت و کنترل پروژه) �رویدادگاه� است.
اريا پيرمحمدي
در msp رويدادي كه بازه ي زماني آن صفر است مثل تهيه صورت وضعيت يا تحويل زمين،...
رسم آزادی
نقطه ی عطف آدمی، قلب تپنده اوست.
فارسی را پاس بداریم.
بزنگاه
نقطه عطف
نقطه ورود به مرحله مهم بعدی (در پروژه)
علیرضا خلیلیان
رویدادگاه
boshrabaran
انتقال فاز
مهدی خان
Developmental Milestones in Children
نقاط عطف تحول و رشد در کودكان
لنا
رويداد مهم
احمد درفشدار
متاسفانه در حرفه مهندسي معادل متداول همان مايلستون است
پوریا برزعلی
1-فرسخ شمار
2-نقطه عطف
زهرا میرحسینی
رویداد مهم milestones
m.javid
مرحله رشدی اصلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی milestone

کلمه : milestone
املای فارسی : مایلستن
اشتباه تایپی : ئهمثسفخدث
عکس milestone : در گوگل

آیا معنی milestone مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )