برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1466 100 1

messy

/ˈmesi/ /ˈmesi/

معنی: کثیف، اشفته، شلوغ، بهم خورده، شلوغ کار
معانی دیگر: نابسامان، آشفته، درهم و برهم، پریشان، به هم ریخته، نامرتب، پلشت، پچل، شلخته، لچر، کثیف کننده، پلشت گر، شلوه، شلوه کار

واژه messy در جمله های نمونه

1. messy thinking
اندیشه‌ی آشفته

2. a messy divorce
طلاق پر دردسر

3. a messy eater
شلخته در غذاخوردن

4. a messy pen that blackened my fingers
قلم کثیف کننده‌ای که انگشتانم را سیاه کرد

5. a messy room
اتاق کثیف

6. the messy task of feeding a baby
کار کثیف کننده‌ی غذا دادن به نوزاد

7. In the sentimental days, I take time, messy floating.
[ترجمه ترگمان]در روزه‌ای احساساتی، وقتم را تلف خواهم کرد
[ترجمه گوگل]در روزهای عاطفی، زمان زیادی را صرف پرواز می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Life's a little bit messy. We all make mistakes. No matter what type of animal you are, change starts with you.
[ترجمه تبعخلسعتدبنخیزا] زندگی کمی شلوغ و به هم ریخته است و همه ما اشتباهاتی را مرتکب میشویم ، ارزش نداره که چه حیوانی هستید ، تغییر با شماآغاز میشود.|
...

مترادف messy

کثیف (صفت)
nasty , mussy , dirty , bedraggled , filthy , messy , squalid , smeary , sloppy , grubby , impure , scabious , lousy , sordid , grimy , wild and woolly , mucky , soapless , smoochy
اشفته (صفت)
upset , disturbed , disordered , berserk , messy , disheveled , frenzied , frenetic , phrenetic , turbulent , garbled , frantic , vexatious , tumultuary
شلوغ (صفت)
tumultuous , busy , disorderly , messy , noisy , unquiet , chock-a-block
بهم خورده (صفت)
mussy , messy , overcrowded
شلوغ کار (صفت)
messy

معنی کلمه messy به انگلیسی

messy
• unorganized, disorderly; dirty; mixed up; making a mess, dirtying
• messy means dirty or untidy; an informal word.
• a messy person or activity makes things dirty or untidy; an informal word.
• a messy situation is confused or complicated, and involves trouble for people; an informal word.

messy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محبوبه
پیچیده (در مورد امور یا یک موضوع)
کاربر جدید
شلخته
Elham
نامرتب
خشایار
بسیار ناخوشایند
منبع : https://www.merriam-webster.com/dictionary/messy
Nl
بسیار نامرتب
فاطمه جانی
Messy=untidy
نامرتب یا شلخته و...
Sara💜💙💚💛🧡❤️
کثیف
Kimia ♕blink
شلوغ، شلخته و...
همه درسته
خبات علیزاده
ژولیده
Mahdiye
شلخته بی نظم نا مرتب کثیف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی messy
کلمه : messy
املای فارسی : مسی
اشتباه تایپی : ئثسسغ
عکس messy : در گوگل

آیا معنی messy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران