برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1435 100 1

memory

/ˈmeməri/ /ˈmeməri/

معنی: یادبود، یادگار، خاطر، خاطره، حافظه، یاد
معانی دیگر: ویر، بیر، برم، یادوهوش، یادداری، شهرت (به ویژه پس از مرگ)، نیکنامی، ناموری، (شخص یا چیز یا رویداد) در یاد، در خاطره، رجوع شود به: plastic memory، (کامپیوتر) یادانبار، یادگنجایی، ظرفیت حافظه، (کامپیوتر - دستگاه ضبط و نگهداری و پس خوراند داده ها) یادبردار، یادبرداری

بررسی کلمه memory

اسم ( noun )
حالات: memories
(1) تعریف: the mental power or process of recalling experience from the past.
مترادف: recollection, retention
مشابه: mind, recall, remembrance

(2) تعریف: an act of remembering.
مترادف: recollection, remembrance, reminiscence
مشابه: recall, retrospect, thought

- My memories of that time are very hazy.
[ترجمه (ترجمه کانولا)] خاطرات من درآن زمان مبهم هستند
|
[ترجمه ترگمان] خاطرات آن زمان خیلی مبهم است
[ترجمه گوگل] خاطرات من در آن زمان بسیار مبهم هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the state of being remembered.
مترادف: remembrance
مشابه: name, regard

- We honor his memory.
[ترجمه MT.BN] ما به هوش او افتخار میکنیم|
...

واژه memory در جمله های نمونه

1. memory bank
(کامپیوتر) بانک حافظه

2. memory capacity
(کامپیوتر) گنجایش حافظه

3. memory chip
(کامپیوتر) تراشه‌ی حافظه

4. memory cycle
(کامپیوتر) چرخه‌ی حافظه

5. david's memory astonished everyone
حافظه‌ی داوود همه را شگفت‌زده کرد.

6. her memory will always be holy to me
خاطره‌ی او همیشه برایم مقدس خواهد بود.

7. his memory is embalmed in the hearts of his people
خاطره‌ی او در دل ملتش نقش بسته است.

8. in memory of my father
به یادبود پدرم

9. indelible memory
خاطره‌ی محو نشدنی

10. my memory of my early childhood has become misty
خاطرات دوران آغازین کودکی برایم مبهم شده است.

11. that memory gave him a qualm of terror
آن خاطره او را دچار وحشت کرد.

12. that memory will abide in my mind forever
آن خاطره همیشه در ذهنم خواهد ماند.

13. that memory will live in my heart forever
آن خاطره همیشه در قلبم زنده خواهد بود.
...

مترادف memory

یادبود (اسم)
token , reminiscence , commemoration , memorial , memory , souvenir
یادگار (اسم)
token , relic , evocation , memorial , memory , souvenir
خاطر (اسم)
impression , thought , remembrance , idea , notion , mind , mood , humor , memory , recollection
خاطره (اسم)
impression , thought , reminiscence , idea , memoir , notion , memory , recollection
حافظه (اسم)
memory , retention
یاد (اسم)
memory

معنی عبارات مرتبط با memory به فارسی

مدت دستیابی به حافظه
(کامپیوتر) بانک حافظه
(کامپیوتر) گنجایش حافظه، گنجایش حافظه
(کامپیوتر) تراشه ی حافظه
(کامپیوتر) چرخه ی حافظه، چرخه حافظه
روگرفت حافظه
نگهبان حافظه
مکان حافظه
نقشه حافظه، نگاشت حافظه
حفاظت حافظه
تصویر لحظه ای حافظه
حافظه صوتی
حافظه انجمنی
حافظ کمکی
(کامپیوتر) حافظه ی حبابی، حافظه حبابی
حافظه میانیگر
...

معنی memory در دیکشنری تخصصی

memory
[کامپیوتر] حافظه - حافظه فضایی در درون کامپیوتر که اطلاعات در ان ذخیره می شود . اکثر ریز کامپیوترها مقدار کوچکی از حافظه فقط خواندنی ( ROM ) دارند که دارای برنامه های راه اندازی کامپیوتر هنگام روشن شدن است . آنها همچنین یک حافظه ی بزرگتر به نام ( حافظه قابل دسترس اتفاقی ) ( RAM ) دارند که برنامه ها و داده های کاربران در آن قرار می گیرند . هنگام خاموش شدن کامپیوتر ، به استثنای ROM ، اطلاعات درون آن پاک می شود . اگز قرار است اطلاعات حفظ شود . باید آن را روی دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره کرد . میزان حافظه ی مورد نیاز را نرم افزاری مشخص می کند که قرار است اجرا شود . در آغاز دههی 80 میلادی مقدار 64K حافظه RAM مقداری معمولی بود . به تدریج این مقدار افزایش یافت ، و در پایان دهه ی 80، 640K کمترین مقدار لازم برای کامپیوترهای تجاری تلقی می شد . در سالهای 90 نیز مقادیر حافظه ی 4 MB و BMB به کارذ می رفت . امروزه کامپیوترهایی که ویندوز یا OS/2 را اجرا می کنند . حداقل نیاز به BMB حافظه ی RAM دارند . نگاه کنیدبه EXTENDED memory , expanded memory . FPM, EDO , DRAM , SIMM , MS-DOS .
[برق و الکترونیک] حافظه - حافظه قطعه ای که اطلاعات را به شکل الکتریکی ، مغناطیسی یا نوری ضبط می کند . در کامپیوتر ها ، حافظه ها فقط داده های باینری را میپذیرند و نگه می دارند . قطعات بارتزویج شده ( ccd) حافظه های مغناطیسی حبابی ( mbm ) حافظه های با دستیابی تصادفی ( ram ) حافظه های فقط خواندنی ( rom ) دیسکهای لغزان و دیسکهای سخت وینچستر ، از انواع حافظه هستند .
[ریاضیات] تغذیه کننده، حافظ، یاد
[پلیمر] حافظه
[روانپزشکی] حافظه. این اصطلاح مفهومی کلی دارد و به آن گروه از جریانات روانی که فرد را به ذخیره کردن تجارب و ادراکات و یادآوری مجدد آنها قادر می سازد، اطلاق می شود. از نظر بالینی حافظه بر اساس فاصله ی زمانی بین تحریک و یادآوری به سه نوع تقسیم می شود. اصطلاحات حافظه ی فوری، حافظه ی نزدیک و حافظه ی دور برای تعریف این سه نوع مورد استفاده قرار می گیرند. - حافظه
[برق و الکترونیک] زمان دسترسی به حافظه
...

معنی کلمه memory به انگلیسی

memory
• recall; recollection; saved mental impression; reminder; fastest and chief area for information storage in a computer (computers)
• your memory is your ability to remember things.
• a memory is something that you remember about the past.
• a computer's memory is the capacity of the computer to store information.
• if you lose your memory, you forget things that you used to know.
• if you do something from memory, for example recite a poem or play a piece of music, you do it without looking at anything written or printed.
• if you do something in memory of someone who has died, you do it in order to remember that person.
• if something has happened in living memory or within living memory, there are people alive who can remember it happening.
memory access time
• amount of time required to find and retrieve data from memory (computers)
memory address
• number that indicates the location of information within the memory of a computer
memory bank
• memory slot, connection for a memory chip
memory block
• collection of primary memory units (computers)
memory cache
• high-speed memory intended to temporarily store information which the processor is likely to need (computers)
memory chip
• tiny electronic circuit in which information is stored (computers)
memory content
• size of memory, amount of information that can be stored in memory
memory expansion
• option of increasing a computer's information storage capabilities
memory lane
• imaginary place where memories are kept ...

memory را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

milad
حافظه
حدیث
1- حافظه
خاطره - یاد
Nima
حافظه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی memory
کلمه : memory
املای فارسی : مموری
اشتباه تایپی : ئثئخقغ
عکس memory : در گوگل

آیا معنی memory مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )