برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1717 100 1
شبکه مترجمین ایران

meeting house


پرستش گاه، معبد، عبادتگاه

واژه meeting house در جمله های نمونه

1. It soon established its own organization and meeting houses which were hardly distinguishable from chapels.
[ترجمه ترگمان]دیری نگذشت که سازمان خود را تاسیس کرد و خانه‌هایی را دید که بسختی قابل‌تشخیص بودند
[ترجمه گوگل]به زودی سازمان خود را تشکیل داد و خانه های ملاقات را کشف کرد که به سختی قابل تشخیص بود از کلیساها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The new meeting house opened its doors for worship almost exactly a year later; it had cost £36
[ترجمه ترگمان]این خانه جدید دقیقا یک سال بعد دره‌ای خود را برای عبادت باز کرد؛ ۳۶ پوند هزینه داشت
[ترجمه گوگل]خانه ای جدید، تقریبا دقیقا یک سال بعد، درهای خود را برای عبادت باز کرد این هزینه 36 پوند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I talked to them in the Friends' Meeting House on a dark and stormy summer night.
[ترجمه ترگمان]من با آن‌ها در جلسه Friends در شب طوفانی و طوفانی تابستان با آن‌ها صحبت کردم
[ترجمه گوگل]در شب تابستان تاریک و طوفانی با آنها در خانه جلسه دوستانم صحبت کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. That will be good for the building industry and for ...

meeting house را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی حمزه سرکانی
1. ساختمان انجمن؛ ساختمان اجتماعات
2. (محل) انجمن دوستان
3. عبادتگاه، نیایش‌گاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی meeting house

کلمه : meeting house
املای فارسی : میتینگ هوس
اشتباه تایپی : ئثثفهدل اخعسث
عکس meeting house : در گوگل

آیا معنی meeting house مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )