برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1420 100 1

medical practitioner

واژه medical practitioner در جمله های نمونه

1. She was a medical practitioner before she entered politics.
[ترجمه ترگمان]قبل از ورود به سیاست یک پزشک پزشکی بود
[ترجمه گوگل]او قبل از ورود به سیاست، پزشک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Regular certification will be required from the claimant's medical practitioner to enable benefit payments to be made.
[ترجمه ترگمان]گواهی رسمی باید از پزشک متخصص پزشکی درخواست شود تا پرداخت‌های سود آوری ایجاد شود
[ترجمه گوگل]گواهی منظم از پزشک متقاضی درخواست خواهد شد تا پرداخت های مزایا را انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. As for the medical practitioner before the discovery of antibiotics, what did not exist did not have to be taken into account.
[ترجمه ترگمان]اما پیش از کشف آنتی‌بیوتیک‌ها، آنچه که وجود نداشت باید در نظر گرفته شود
[ترجمه گوگل]همانطور که برای پزشک قبل از کشف آنتی بیوتیک ها، آنچه که وجود نداشت، نباید مورد توجه قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Subjects were screened by a fully qualified medical practitioner.
...

معنی کلمه medical practitioner به انگلیسی

medical practitioner
• doctor, physician

medical practitioner را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Neginnk
a medical practitioner
یک پزشک متخصص یک کارور پزشکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی medical practitioner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )