برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

mediation

/ˌmidiˈeɪʃn̩/ /ˌmiːdɪˈeɪʃn̩/

معنی: وساطت، سفارت، میانجی گری
معانی دیگر: پادرمیانی، آشتی گری

بررسی کلمه mediation

اسم ( noun )
مشتقات: mediative (adj.), mediatory (adj.)
• : تعریف: the act or process of mediating between two disputing or disagreeing parties to bring about a resolution; arbitration.

- The dispute between the two sides was finally solved through mediation.
[ترجمه ترگمان] اختلاف بین دو طرف سرانجام از طریق وساطت حل شد
[ترجمه گوگل] اختلاف بین دو طرف در نهایت با میانجیگری حل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه mediation در جمله های نمونه

1. Unless management accepts mediation, the strike will never be resolved.
[ترجمه ترگمان]این اعتصاب هرگز حل نخواهد شد مگر این که مدیریت قبول کند
[ترجمه گوگل]اگر مديريت ميانجيگری را قبول نكند، اعتصاب هرگز حل نخواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. All offers of mediation were rejected.
[ترجمه ترگمان]همه پیشنهادها میانجیگری رد شدند
[ترجمه گوگل]تمام پیشنهادات میانجیگری رد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This works through the mediation of the central nervous system.
[ترجمه ترگمان]این کار از طریق میانجی گری سیستم عصبی مرکزی انجام می‌شود
[ترجمه گوگل]این کار از طریق میانجیگری سیستم عصبی مرکزی انجام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The conflict ended through the mediation of the United Nations.
[ترجمه ترگمان]این مناقشه از طریق میانجی گری سازمان ملل خاتمه یافت
[ترجمه گوگل]این درگیری از طریق میانجیگری سازمان ملل متحد پایان یافت
[ترجمه شما] ت ...

مترادف mediation

وساطت (اسم)
agency , mediation , intermediary , intercession , intermediacy , interposition
سفارت (اسم)
legation , mediation , embassy
میانجی گری (اسم)
mediation , intercession , intermediacy , intermediation

معنی mediation در دیکشنری تخصصی

[حقوق] وساطت، میانجیگری، شفاعت، حل اختلاف دو دولت با وساطت دولت ثالث
[حقوق] هیأت حل اختلاف

معنی کلمه mediation به انگلیسی

mediation
• arbitration; intervention; reconciliation; act of mediating between two parties; act of bringing peace between two nations who are at dispute (international law)
mediation gap
• difference between the manufacturer's price and the consumer's price

mediation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی رستمی
مداخله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mediation

کلمه : mediation
املای فارسی : مدیتین
اشتباه تایپی : ئثیهشفهخد
عکس mediation : در گوگل

آیا معنی mediation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )