برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1455 100 1

means of communication

واژه means of communication در جمله های نمونه

1. Television is an effective means of communication.
[ترجمه ترگمان]تلویزیون وسیله‌ای موثر برای ارتباط است
[ترجمه گوگل]تلویزیون یک ابزار موثر ارتباط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Television is an increasingly important means of communication.
[ترجمه ترگمان]تلویزیون وسیله‌ای بسیار مهم برای برقراری ارتباط است
[ترجمه گوگل]تلویزیون وسیله ارتباطات فزاینده ای است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They had no means of communication.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به هیچ وجه ارتباطی با هم نداشتند
[ترجمه گوگل]آنها ابزار ارتباطی ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Radio was the pilot's only means of communication .
[ترجمه ترگمان]رادیو تنها وسیله‌ای برای ارتباط بود
[ترجمه گوگل]رادیو تنها وسیله ارتباطی خلبان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه means of communication به انگلیسی

means of communication
• way to communicate, resource that facilitates communication

means of communication را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین گلاره
ابزار و تکنولوژی هایی که امکان ارتباط و انتقال اطلاعات را فراهم میکنند.
مثل : تلفن ، تلگراف ، بیسیم ، رادیو و غیره
محدثه فرومدی
وسایل ارتباطی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی means of communication مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران