برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

marketplace

/ˈmɑːrkətˌples/ /ˈmɑːkɪtpleɪs/

معنی: بازار، بازار گاه، میدان فروش کالا
معانی دیگر: (با: the) دادوستد بازرگانی، بازرگانی، محل فروش (به ویژه محل بی سقف)

بررسی کلمه marketplace

اسم ( noun )
(1) تعریف: an outdoor or indoor area where merchants sell their various goods.
مشابه: bazaar, market, mart

(2) تعریف: the world of trade and commerce.

- It's an interesting product, but how will it do in the marketplace?
[ترجمه ترگمان] این یک محصول جالب است، اما در بازار چطور این کار را انجام می‌دهد؟
[ترجمه گوگل] این یک محصول جالب است، اما چگونه آن را در بازار انجام خواهد داد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the social or intellectual arena in which ideas, works, or judgments are considered to compete for acceptance or approval.

- the marketplace of political theories
[ترجمه ترگمان] بازار نظریه‌های سیاسی
[ترجمه گوگل] بازار نظریه های سیاسی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه marketplace در جمله های نمونه

1. the marketplace of ideas
بازار اندیشه‌ها

2. industries must be able to compete in the free marketplace
صنایع بایستی بتوانند در بازار آزاد رقابت کنند.

3. The firm soon achieved complete dominance in the marketplace.
[ترجمه ترگمان]این شرکت به زودی تسلط کامل خود را در بازار به دست آورد
[ترجمه گوگل]این شرکت به زودی به سلطه کامل در بازار دست یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The marketplace was where commerce was traditionally carried on.
[ترجمه ترگمان]بازار در جایی بود که تجارت به صورت سنتی ادامه داشت
[ترجمه گوگل]بازار، جایی بود که تجارت به طور سنتی ادامه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I'll meet you in the marketplace next to the fountain.
[ترجمه ترگمان]من شما را در بازار کنار فواره ملاقات خواهم کرد
[ترجمه گوگل]من شما را در بازار در کنار چشمه دیدار خواهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I love the hustle and b ...

مترادف marketplace

بازار (اسم)
agora , market , marketplace , bazaar , mart , plaza , forum
بازار گاه (اسم)
marketplace
میدان فروش کالا (اسم)
marketplace

معنی کلمه marketplace به انگلیسی

marketplace
• open place in a town where a market is held; bazaar; fair
marketplace competition
• competition between businesses

marketplace را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
فروشگاه روباز ، فروشگاه سرباز

میدان‌گاه ، میدان‌گاه فروش ، محوطه فروش ، فضای فروش
شاهین ح.
بازارگاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی marketplace

کلمه : marketplace
املای فارسی : مرکتپلک
اشتباه تایپی : ئشقنثفحمشزث
عکس marketplace : در گوگل

آیا معنی marketplace مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )