برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

margin

/ˈmɑːrdʒən/ /ˈmɑːdʒɪn/

معنی: کنار، حد، حاشیه، لبه، تفاوت، بودجه احتیاطی، حاشیه دار کردن
معانی دیگر: کناره، مرز، اختلاف، فرور، نابرابری، ناسانی، (بازرگانی: فرق میان هزینه و قیمت کالای تولید شده و غیره - خرید و فروش سهام و غیره: ودیعه یا پول پرداختی به دلال سهام جهت هزینه های حقوقی و یا تضمین در مقابل ضرر احتمالی - بانکداری و غیره: تفاوت میان مبلغ وام و ارزش روز وثیقه ای که در برابر وام داده شده است - اقتصاد: حداقل درآمد که با آن بتوان به کار ادامه داد) مرهونه، وثیقه، گرویی، وجه الضمان، ارزش، دارایی خالص، ارزش ویژه، حاشیه ی سود، سود ناویژه، تفاوت نرخ، تفاوت مزیت، لبه دار کردن، کناره دار کردن، در لبه یا کناره قرار گرفتن، مرز (چیزی را) تشکیل دادن، حواشی نویسی کردن، در حاشیه ی متن یادداشت نوشتن، کناره نویسی کردن، (گیاه شناسی) لبه ی برگ، (حشره شناسی) لبه ی بال، (روان شناسی) مرز خودآگاهی، لبه ی هشیاری، اندک، مابه التفاوت

بررسی کلمه margin

اسم ( noun )
(1) تعریف: an edge and the border area near it.
مترادف: border, frame, periphery, rim, verge
مشابه: bound, boundary, circuit, edge, fringe, hem, lip

- It's illegal to drive on the margin of a highway.
[ترجمه ترگمان] رانندگی در حاشیه یک بزرگراه غیر قانونی است
[ترجمه گوگل] در حاشیه یک بزرگراه ممنوع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the blank space between written or printed matter and the edge of a page.
مشابه: border, edge, frame, periphery

- I got my paper back, and the professor wrote some nice comments in the margins.
[ترجمه ترگمان] من paper را پشت سر گذاشتم، و استاد نظرات جالبی در حاشیه نوشت
[ترجمه گوگل] من مقاله من را پشت سر گذاشتم، و پروفسور چند نظر خوب در حاشیه نوشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She set narrow margins for her document.
[ترجمه ترگمان] او حاشیه‌های محدودی برای اسناد خود تعیین کرد
[ترجمه گوگل] او حاشیه های باریکی برای سند خود گذاشته است
[ترجمه شما] ...

واژه margin در جمله های نمونه

1. margin trading
معامله در حد قیمت (در خرید و فروش سهام)

2. the margin of production
حاشیه‌ی تولید

3. the carpet's margin is dark blue
حاشیه‌ی فرش آبی تیره است.

4. this company's profit margin is very low
حاشیه‌ی سود این شرکت بسیار کم است.

5. she stood at the margin of the lake
در کنار دریاچه ایستاد.

6. a village built at the margin of a forest
دهکده‌ای که در کنار جنگل ساخته شده بود.

7. they won by a wide margin
آنها با اختلاف زیاد برنده شدند.

8. a joke that was on the margin of bad taste
یک شوخی که در مرز کژ سلیقگی قرار داشت.

9. he noted his objection on the margin of the letter
او مخالفت خود را در حاشیه‌ی نامه نوشت.

10. the vote was 40 to 30, a margin of ten
رای 40 به 30 بود،یعنی یک اختلاف ده تایی

11. The group had a net profit margin of 30% last year.
[ترجمه ترگمان]این گروه در سال گذشته ۳۰ درصد سود خالص داشت
[ترجمه گوگل]این گروه در سال گذشته حاشیه سود خالص 30٪ داشت
[ترجمه شما] ...

مترادف margin

کنار (اسم)
abutment , bank , edge , margin , lotus , brink , limit , recess , verge , lip , list , brim , marge , lotos , rand
حد (اسم)
tract , border , bound , abutment , margin , limit , extent , measure , end , deal , period , mark , precinct , quantity , provenance , confine
حاشیه (اسم)
border , margin , brink , gloss , braid , fringe , verge , margent , listel , purl , brim , fixing , outskirt , marge , rand , selvage , selvedge
لبه (اسم)
border , edge , margin , point , mouthpiece , track , fringe , verge , lip , hem , rim , edging , ledge , margent , brim , marge , ridge , spike , rand , selvage , selvedge , welt
تفاوت (اسم)
margin , difference , discrepancy , diversity
بودجه احتیاطی (اسم)
margin
حاشیه دار کردن (فعل)
margin , fringe , hem , marge

معنی عبارات مرتبط با margin به فارسی

(noun) (مالی) میزان خطا
تفاوت خش

معنی margin در دیکشنری تخصصی

margin
[کامپیوتر] حاشیه
[دندانپزشکی] حاشیه، لبه، مرز
[نساجی] حاشیه - لبه - اندک - هزینه متفرقه یا پیش بینی نشده
[ریاضیات] سود ناخالص، نهایت، لبه، مرز، حد، حاشیه، سود ناویژه
[حسابداری] حاشیه ایمنی
[عمران و معماری] حاشیه اطمینان
[حسابداری] نسبت سود نهائی
[عمران و معماری] حاشیه مقاومت
[زمین شناسی] حاشیه فعال ورقه ای که در حاشیه گودال اقیانوسی واقغ شده است.
[زمین شناسی] مرز بازی ناحیه حاشیه ای یک توده نفوذی آذرین که بیشتر بوسیله ترکیب بازی تشخیص داده می شود، تا بوسیله درون توده سنگ مقایسه شود با: chill zone ناحیه انجماد. مترادف: mafic margin مرز مافیک.
[زمین شناسی] حاشیه اصلی حاشیه عقبی منحنی شکل صدف براکیوپود، که در امتداد آن کفه ها لولا می شوند، هم ساخت با خط لولا صدف های استروفیک می باشد ولی موازی با محور لولا نیست. (1965، TIP).
[زمین شناسی] حاشیه سرد ناحیه سرد شده/ انجماد سریع سنگ تشخیص داده می شود که این حالت وابسته به سرد شدن سریعتر است. مقایسه شود با: basic border. مترادف: مرز انجماد سریع و سرد شده. کناره سرد شده.
[زمین شناسی] مرز ورقه همگرا
...

معنی کلمه margin به انگلیسی

margin
• area between the edge of a page and the written or printed text; border, edge; boundary, limit; profit from the difference between costs and net sales
• set margins on typewriter or page; make comments in the margin; to set apart a particular area; set apart an additional amount of space or money for security
• if you win a contest by a large or small margin, you win it by a large or small amount.
• a margin of something is an extra amount which allows you more freedom in doing something.
• the margins on a page are the blank spaces at each side.
margin of error
• amount of extra time or space that is allowed for potential mistakes
margin of safety
• span of time which allows room to maneuver or make changes
buy on margin
• buy stocks on credit with the intention to repay the loan in the future as the stock value rises (common practice during the 1920s, lead to major financial crises after the stock market crash)
divergent margin
• area where two or more plates are moving away from one another (plate tectonics)
profit margin
• percentage of net profit compared to total income
• a profit margin is the difference between the selling price of a product and the cost of producing and marketing it.
safety margin
• extra space for maneuvers

margin را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شاهین حسینی راد
ناخواسته
shayan
تفاوت مزيت
يكي
تفاوت مزيت
يكتا
تفاوت مزيت
کاوه
در بحث بازرگانی و شرکت داری به عنوان "حاشیه سود" استفاده می شود.
علی نورالهی فر
تفاوت ارزش فروش و هزینه های مستقیم تولید یک محصول ( s-v )
Mohammad Javad
مابه التفاوت
Adel Chaichian
نسیه (خریدن)
به صورت اعتباری (خریدن)

buy on margin =
buy stocks on credit with the intention to repay the loan in the future as the stock value rises

پریسا خضریان
پیرامون
محمد پارساپور
حاشیه، کنار
حاشیه نوشتن (نت برداری و نوشتن نت ها در حاشیه کتاب یا دفتر)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی margin

کلمه : margin
املای فارسی : مارجین
اشتباه تایپی : ئشقلهد
عکس margin : در گوگل

آیا معنی margin مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )