برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

manned


سرنشین دار، اماده به جنگ، جنگ افزار حاضر به تیر علوم نظامى : داراى خدمه

واژه manned در جمله های نمونه

1. old women manned the barricades
زنان پیر سنگرهای خیابانی را حفاظت می‌کردند.

2. the first manned spacecraft to land on the moon
اولین فضاناو دارای سرنشین که در ماه فرود آمد

3. his encouraging words manned the refugees
حرف های تشویق آمیز او به آوارگان قوت قلب داد.

4. this boat can be manned by a small crew
نفرات کمی می‌توانند این کشتی را به کار بیاندازند.

5. The telephones are manned 24 hours a day by volunteers.
[ترجمه ترگمان]تعداد تلفن‌ها ۲۴ ساعت در روز توسط داوطلبان تامین می‌شود
[ترجمه گوگل]تلفن ها توسط داوطلبان 24 ساعت شبانه روز در اختیار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Soldiers manned barricades around the city.
[ترجمه ترگمان]سربازان در اطراف شهر سنگر گرفتند
[ترجمه گوگل]سربازان مانع مانور در اطراف شهر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The management manned the ship with experienced hands.
[ترجمه ترگمان]مدیریت با دستانی پر از تجربه کشتی را اداره می‌کرد
[ترجمه گوگل]ای ...

معنی کلمه manned به انگلیسی

manned
• supplied with men, staffed, operated by one or more men
• a manned vehicle such as a spacecraft has people in it who are operating its controls.
• see also man.
manned position
• job which is filled, job taken by an employee
manned post
• station with an employee working there
manned the barricades
• protested, demonstrated, took to the streets in protest

manned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید محمد هاشمی
(هواپیما/ سفینه) با سرنشین
سید محمد هاشمی
(هواپیما/ سفینه)با سرنشین
ak
وقتی انسان یک وسیله نقلیه را کنترل میکند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی manned

کلمه : manned
املای فارسی : منند
اشتباه تایپی : ئشددثی
عکس manned : در گوگل

آیا معنی manned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )