برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1469 100 1

malleable

/ˈmæliəbl̩/ /ˈmælɪəbl̩/

معنی: متورق، نرم و قابل انعطاف، چکش خور
معانی دیگر: دیس پذیر، خم پذیر، سازش پذیر، (مجازی) سازگار، (فلزات) چکش خوار

بررسی کلمه malleable

صفت ( adjective )
مشتقات: malleability (n.), malleableness (n.)
(1) تعریف: capable of being shaped, as by hammering or rolling.
مترادف: ductile, pliable, tensile, tractable, tractile
متضاد: refractory
مشابه: elastic, extensible, flexible, plastic, soft, supple

- Copper is a malleable metal.
[ترجمه ترگمان] مس یک فلز نرم است
[ترجمه گوگل] مس فلز فلزی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: capable of being altered or influenced; tractable.
مترادف: docile, flexible, impressionable, pliable, pliant, suggestible, susceptible, tractable
متضاد: intractable, obdurate, refractory, rigid
مشابه: adaptable, amenable, ductile, receptive, resilient

- The new ruler was more malleable than his predecessor.
[ترجمه ترگمان] خط‌کش جدید انعطاف‌پذیرتر از خط‌کش او بود
[ترجمه گوگل] حاکم جدید، نسبت به سلفش قابل قیاس بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه malleable در جمله های نمونه

1. the malleable character of youth
سرشت شکل‌پذیر جوانی

2. She was young enough to be malleable.
[ترجمه ترگمان]اون به اندازه کافی جوون بود که انعطاف‌پذیر باشه
[ترجمه گوگل]او به اندازه کافی جوان بود تا قابل خوابی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Lead and tin are malleable metals.
[ترجمه ترگمان]سرب و قلع فلزات malleable هستند
[ترجمه گوگل]سرب و قلع فلزات قابل انعطاف هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He had an actor's typically malleable features.
[ترجمه ترگمان]او به طور معمول دارای ویژگی‌های قابل انعطافی بود
[ترجمه گوگل]او ویژگی های معمول بازیگر را داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You need a malleable pillow that will mould to the curves of your neck.
[ترجمه ترگمان]شما به یک بالش نرم نیاز دارید که به شکل خم شدن گردن شما شکل می‌گیرد
[ترجمه گوگل]شما نیاز به یک بالش ملایم دارید که به منحنی گردن شما شکل می گیرد ...

مترادف malleable

متورق (صفت)
soft , laminated , yielding , malleable
نرم و قابل انعطاف (صفت)
malleable
چکش خور (صفت)
sequacious , malleable

معنی عبارات مرتبط با malleable به فارسی

چدن چکش خوار (malleable cast iron هم می گویند)

معنی malleable در دیکشنری تخصصی

malleable
[شیمی] (فلزات ) چکش خوار، چکش خور
[پلیمر] چکش خوار
[عمران و معماری] چدن چکشخوار
[زمین شناسی] چدن چکش خوار

معنی کلمه malleable به انگلیسی

malleable
• flexible, able to be molded or shaped by hammering or pressure; adaptable
• someone who is malleable is easily influenced or controlled by other people; a formal word.
• a substance that is malleable can easily be changed into a new shape; a formal word.

malleable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین
شکل پذیر
رهگذر
انعطاف پذیر
منعطف
شکل پذیر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی malleable
کلمه : malleable
املای فارسی : مللیبل
اشتباه تایپی : ئشممثشذمث
عکس malleable : در گوگل

آیا معنی malleable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران