برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1360 100 1

malaria

/məˈleriə/ /məˈleərɪə/

معنی: عرق سوز، مالاریا، نوبه
معانی دیگر: (پزشکی) مالاریا، تب نوبه، تب یازه

بررسی کلمه malaria

اسم ( noun )
مشتقات: malarial (adj.), malarian (adj.), malarious (adj.)
• : تعریف: an infectious disease transmitted by mosquitoes and marked by recurring attacks of chills, fever, and sweating.

واژه malaria در جمله های نمونه

1. malaria causes the shakes
مالاریا موجب تب و لرز می‌شود.

2. malaria used to be prevalent in gillan
در گیلان مالاریا شایع بود.

3. the malaria victim fevers intermittantly
بیمار مالاریایی دچار تب ادواری می‌شود.

4. a pandemic outbreak of malaria
شیوع فراگیر مالاریا

5. mosquitoes infected the soldiers with malaria
پشه‌ها سربازان را دچار مالاریا کردند.

6. patients who present symptoms of malaria
بیمارانی که دارای علایم مالاریا هستند

7. quinine is a specific for malaria
کنین داروی ویژه‌ی (درمان) مالاریا است.

8. quinine is the cure for malaria
کنین داروی مالاریا است.

9. the great crusade to conquer malaria
جهاد بزرگ برای غلبه بر مالاریا

10. Nowadays, malaria can be treated with drugs.
[ترجمه ترگمان]این روزها مالاریا را می توان با دارو درمان کرد
[ترجمه گوگل]امروزه مالاریا با داروها درمان می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Mos ...

مترادف malaria

عرق سوز (اسم)
heat rash , prickly heat , malaria
مالاریا (اسم)
malaria
نوبه (اسم)
malaria

معنی عبارات مرتبط با malaria به فارسی

نوبه، مالاریا، هوای مردابی

معنی کلمه malaria به انگلیسی

malaria
• infectious disease transmitted by mosquitoes (characterized by attacks of chills, fever and sweating)
• malaria is a serious disease caught from mosquitoes and which causes periods of fever.

malaria را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
مالاریا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی malaria
کلمه : malaria
املای فارسی : مالاریا
اشتباه تایپی : ئشمشقهش
عکس malaria : در گوگل

آیا معنی malaria مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )