برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
make - your - mark

make your mark

make your mark را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی ماشا اله زاده
اثر گذار بودن ، برجسته بودن (موفق و مشهور شدن)
He has left his mark on baseball history.
او اثر خودش را در تاریخ بسکتبال گذاشت(مشهور شد)
He made his mark as a pianist in the 1920s.
او اثر خودش را گذاشت به عنوان پیانیست در دهه ی۱۹۲۰ (تاثیر گذار بود،برجسته شد)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی make your mark مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )