برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1391 100 1

make the most of


حداکثر استفاده را بردن از، از فرصت استفاده ی کامل بردن

واژه make the most of در جمله های نمونه

1. She doesn't know how to make the most of herself .
[ترجمه فرید یوسفی] او نمی داند چگونه بیشترین استفاده را از خودش ببرد
|
[ترجمه ترگمان]او نمی‌داند چطور بیشتر خودش را درست کند
[ترجمه گوگل]او نمی داند چگونه بیشتر از خودش بکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's a lovely day - we must make the most of it.
[ترجمه میرمحمد] روز قشنگیست. باید خیلی خوب از آن استفاده کنیم.
|
[ترجمه ترگمان]روز قشنگی است - باید بیشتر آن را درست کنیم
[ترجمه گوگل]این یک روز دوست داشتنی است - ما باید بیشتر از آن استفاده کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Make the most of this feeling while it lasts.
[ترجمه ترگمان]در مدتی که طول ...

معنی کلمه make the most of به انگلیسی

make the most of
• accomplish all that one can with what one has

make the most of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح):
1-سروکار داشتن با شرایط بد و کسب بهترین خروجی از آن
2- چیزی را تا نهایت امکان خوب جلوه دادن
3- از شرایط بهترین بهره را بردن
مشابه: get the most of - get the most out of

https://idioms.thefreedictionary.com/make the most of
مجید
نهایت استفاده را از چیزی بردن
عبدالجبار مهرباني
,بهره عالي بردن
N8A2S
use a good situation to get the best possible result
محسن قاسمی قاسموند
از چیزی کمال استفاده را کردن.از چیزی بهره برداری لازم را بعمل آوردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی make the most of
کلمه : make the most of
املای فارسی : میک تاه مست اوف
اشتباه تایپی : ئشنث فاث ئخسف خب
عکس make the most of : در گوگل

آیا معنی make the most of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )