برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

make sure

/meɪk ʃʊr/ /meɪk ʃʊə/

System.String[]

بررسی کلمه make sure

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to establish (something) as certain, or to make oneself certain with regard to something.

- Our teacher makes sure we learn something every day.
[ترجمه میترا زارع] معلممان اطمینان می دهد که ما هر روز یک چیز هایی یاد می گیریم
|
[ترجمه میترا زارع] معلم ما ثابت می کند که ما هر روز چیزی یاد می گیریم
|
[ترجمه ترگمان] معلم ما اطمینان حاصل می‌کند که ما هر روز چیزی یاد می‌گیریم
[ترجمه گوگل] معلم ما اطمینان می دهد که ما هر روز یاد می گیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I went back to make sure the door had been locked.
[ترجمه حمید رضا فلاح] برگشتم تا از قفل شدن درب مطمئن شوم|
...

واژه make sure در جمله های نمونه

1. Make sure your hands are clean before you have your dinner.
[ترجمه ترگمان]مطمئن شو که قبل از اینکه شام بخوری دست هات پاک شده
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که قبل از اینکه شام ​​خود را به دست بیاورید، دستها پاک می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Looking round to make sure he was unobserved, he slipped through the door.
[ترجمه ترگمان]به اطراف نگاه کرد تا مطمئن شود کسی او را نمی‌بیند از در وارد شد
[ترجمه گوگل]به اطراف نگاه کرد تا اطمینان یابید که او بی نظیر بود، و از داخل دراز کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He glanced about to make sure that the audience were ready to hear his speech.
[ترجمه ترگمان]نگاهی به اطراف انداخت تا مطمئن شود که تماشاگران آماده شنیدن گفتار او هستند
[ترجمه گوگل]او در مورد اطمینان خاطر بود که مخاطبان آماده شنیدن سخنرانی او بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Make sure the yard is well swilled out.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که حیاط به خوبی تمیز باشد
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که حیا ...

مترادف make sure

خاطر جمع کردن (فعل)
assure , make sure

معنی make sure در دیکشنری تخصصی

make sure
[ریاضیات] تحقیق کردن، مشخص کردن، ثابت کردن

معنی کلمه make sure به انگلیسی

make sure
• make certain, verify

make sure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جهان
مطمئن بودن
میلاد علی پور
مطمئن شدن، اطمینان حاصل کردن، تاکید کردن، عزمِ کاری را کردن، تضمین کردن،

و حتی (فراهم کردن، در اختیار گذاشتن، خواستن)
میترا زارع
اطمینان حاصل کردن، مطمئن بودن
Lee shin hye
اطمینان کسب کردن
پریسا خضریان
Be certain
میلاد علی پور
فهمیدن، اطلاع پیدا کردن
علیرضا زاهدپور
یعنی : Double checking یعنی دوبار چک کردن به عبارتی همون اطمینان حاصل کردن . کلمه ی بالا رو خودِ یه آمریکایی در معنای جمله ی make sure گفت .
هزینه یه دونه صلوات
امیرممد
ماشالا علیضا جان یاشا, make sure:مطمئن ساختن
اکرم هادی‌نژاد
be certain. we often use this as kind of a reminder:
make sure that you finish your homework.
make sure that you clean your room.
محمدرضا خسروی
حصول اطمینان
رضوان
با اطمینان خاطر ، با خیال راحت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی make sureکلمه : make sure
املای فارسی : میک سوره
اشتباه تایپی : ئشنث سعقث
عکس make sure : در گوگل

آیا معنی make sure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )