برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1432 100 1

make noise


صدا کردن، سروصدا کردن، تلق تلوق کردن

واژه make noise در جمله های نمونه

1. The government makes noises about better relations with its neighbouring countries.
[ترجمه ترگمان]دولت در مورد روابط بهتر با کشورهای همسایه خود صحبت می‌کند
[ترجمه گوگل]دولت در مورد روابط بهتر با کشورهای همسایه خود صدایش می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He screamed at the children for making noise.
[ترجمه ترگمان]به بچه‌ها که سر و صدا می‌کردند جیغ کشید
[ترجمه گوگل]او برای بچه ها سر و صدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The company has been making noises about closing several factories.
[ترجمه ترگمان]این شرکت در حال ایجاد صداهایی درباره بستن چندین کارخانه است
[ترجمه گوگل]این شرکت صدایی در مورد بسته شدن چندین کارخانه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The government makes noises about better relations with its neighboring countries.
[ترجمه ترگمان]دولت در مورد روابط بهتر با کشورهای همسایه خود صحبت می‌کند
[ترجمه گوگل]دولت در مورد روابط بهتر با کشورهای همسایه خود صدایش می کند
[ترجمه شما ...

معنی کلمه make noise به انگلیسی

make noise
• be clamorous, be very loud; make a big deal out of something, make a scene

make noise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
صحبت کردن، شکایت کردن، اعتراض کردن
میلاد علی پور
خبر رسانی کردن، علنی کردن، اطلاع رسانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی make noise
کلمه : make noise
املای فارسی : میک نویس
اشتباه تایپی : ئشنث دخهسث
عکس make noise : در گوگل

آیا معنی make noise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )