برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1391 100 1

make much of

بررسی کلمه make much of

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to treat as or consider important or valuable.
مترادف: emphasize, stress
مشابه: amplify, highlight

- I don't make much of the gossip in the newspaper.
[ترجمه ترگمان] من زیاد راجع به شایعات توی روزنامه حرف نمی‌زنم
[ترجمه گوگل] من در روزنامه زیاد شایعاتی را نمی بینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه make much of در جمله های نمونه

1. I couldn't make much of his speech it was all in Russian.
[ترجمه ترگمان]من نمی‌توانستم بیش از این در زبان روسی حرف بزنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانستم بیشتر از سخنرانی خودم را تماما در روسیه صحبت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I can't make much of the book.
[ترجمه ترگمان]نمی‌توانم زیاد از کتاب سر در بیاورم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم بیشتر از این کتاب بخرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I couldn't make much of that new book of his.
[ترجمه ترگمان]نمی‌توانستم بسیاری از آن کتاب جدید را درست کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانستم بیشتر از این کتاب جدید او را بسازم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His mother used to make much of him when he went home for holidays.
[ترجمه ترگمان]مادرش وقتی برای تعطیلات به خانه می‌رفت خیلی از او خوشش می‌آمد
[ترجمه گوگل]مادرش وقتی که برای تعطیلات به خانه می رود، بیشتر او را می سازد
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

make much of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
مهم دانستن، اهمیتِ زیادی دادن، تاکید بیش از حد کردن، کلید کردن، گیر دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی make much of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )