برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

make for

/meɪk fɔr/ /meɪk fɔː/

1- بسوی جایی حرکت کردن، عازم شدن 2- حمله کردن به، برسرکسی ریختن 3- تمایل داشتن به

واژه make for در جمله های نمونه

1. What should I make for dinner?
[ترجمه مانی] برای شام چه باید درست کنم؟
|
[ترجمه ترگمان]واسه شام چی درست کنم؟
[ترجمه گوگل]چه باید بکنم برای شام؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mom, what did you make for dinner?
[ترجمه مانی] مامان، برای شام چه درست کردی؟
|
[ترجمه سارا دهبان] مامان برای شام چه چیزی میخواهی درست کنی؟
|
[ترجمه g] مامان، برای شام چه چیزی درست کردی؟|
...

معنی make for در دیکشنری تخصصی

make for
[حقوق] حمایت کردن، پشتیبانی کردن، تأیید کردن، به نفع طرفی حکم دادن

معنی کلمه make for به انگلیسی

make for
• go in the direction of; attack; bring forward, assist

make for را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hamid924
سوق دادن به سمت یا سوی چیزی
رهام
پیش رفتن به سوی
زهره
غیر رسمی: خوراکِ ... بودن
it makes for flying: خوراکِ پروازه
هانیا
سوق دادن
اصرار بر انجام کاری
سعید نیابتی
حرکت کردن به طرف ...
Farhood
بسوی جایی حرکت کردن

She pushed blindly past him and made for the door‌‌
کورکورانه تنه زدن و هل دادن و حرکت کردن به سمت درب
English User
نتیجه بخش بودن، منتج شدن، نتیجه دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی make for

کلمه : make for
املای فارسی : میک فور
اشتباه تایپی : ئشنث بخق
عکس make for : در گوگل

آیا معنی make for مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )