برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1430 100 1

make a move

واژه make a move در جمله های نمونه

1. Unless we make a move soon, we shall not be able to fulfill our plan.
[ترجمه ترگمان]مگر اینکه به زودی حرکت کنیم، ما قادر نخواهیم بود نقشه خود را عملی کنیم
[ترجمه گوگل]به غیر از زمانی که ما به زودی حرکت می کنیم، ما نمی توانیم طرح خود را برآورده کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's getting late-we'd better make a move.
[ترجمه ترگمان]داره دیر می‌شه - بهتره حرکت کنیم
[ترجمه گوگل]دیر رسیدن ما بهتر می توانیم حرکت کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The moment had finally come to make a move.
[ترجمه ترگمان]لحظه به لحظه فرا رسیده بود
[ترجمه گوگل]لحظه ای در نهایت به حرکت درآمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We should make a move —it's really late.
[ترجمه ترگمان]باید حرکت کنیم - خیلی دیر شده
[ترجمه گوگل]ما باید یک حرکت انجام دهیم واقعا دیر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه make a move به انگلیسی

make a move
• take a step; take a turn, move a game piece (in chess or other games)

make a move را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

منصوره
راه بيفت
حركت كن
هادي علي
يه تكوني بخود دادن
افشین حاجی طرخانی
دست به کار شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی make a move مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )