برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

maintained

واژه maintained در جمله های نمونه

1. warships maintained a steady rain of fire on the city
کشتی‌های جنگی به گلوله باران مداوم شهر پرداختند.

2. he stubbornly maintained his views
او با سرسختی روی عقاید خود ایستادگی کرد.

3. she has always maintained that his son is innocent
او همیشه بر این عقیده بوده است که پسرش بی‌گناه است.

4. two complete hospitals are maintained for the poor
دو بیمارستان کامل به مستمندان اختصاص داده شده است.

5. He maintained order by sheer force of personality.
[ترجمه ترگمان]او با نیروی محض شخصیت نظم را حفظ می‌کرد
[ترجمه گوگل]او نظم را با نیروی شخصیتی حفظ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The two countries have always maintained close relations.
[ترجمه ترگمان]این دو کشور همیشه روابط نزدیکی را حفظ کرده‌اند
[ترجمه گوگل]دو کشور همواره روابط نزدیکی داشته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She maintained rigid control over her emotional and sexual life.
[ترجمه ترگمان]او کنترل سخت و سخت خود ر ...

معنی کلمه maintained به انگلیسی

maintained
• well kept, kept in good condition; repaired, made ready to be used, made ready for service; continued in use; kept in memory
maintained order
• kept neat, kept tidy; kept things under control
maintained the standard
• did not lower the level of quality, did not embarrass the company with low-quality work
maintained the status quo
• kept things the way they were

maintained را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Seyed Ehsan Asadyar
سرویس شده، چکاب شده
farzaneh
proper control can be maintained
کنترل مناسب تامین شود.
سولماز
١- نگه داشتن
٢- حفظ كردن
٣- حمايت كردن
محمد حاتمی نژاد
معتقد بودن
ادعا کردن
باور داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی maintained مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )