برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

maim

/ˈmeɪm/ /meɪm/

معنی: ضرب و جرح، صدمه، نقص عضو، جرح، کسیرا معیوب کردن، چلا ق کردن
معانی دیگر: معلول کردن، ناتوانمند کردن، ناقص العضو کردن، مصدوم کردن، معیوب شدن، اختلال یا ازکارافتادگی عضوی، جرج

بررسی کلمه maim

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: maims, maiming, maimed
(1) تعریف: to cripple or disable, usu. by destroying or rendering useless a limb or extremity.
مترادف: cripple, disable, hobble, lame, mutilate
مشابه: amputate, castrate, disfigure, emasculate, incapacitate, savage

(2) تعریف: to make useless or defective; impair.
مترادف: cripple, damage, destroy, disable, impair, incapacitate
مشابه: deface, disfigure, emasculate, harm, injure, mangle, mar, mutilate, spoil

واژه maim در جمله های نمونه

1. Auto accidents maim many persons each year.
حوادث اتومبیل، هر ساله افراد بسیاری را معلول می کند

2. Though he went through an awesome experience in the crash, Fred was not seriously maimed.
فرد گرچه حادثه وحشتناکی را در سانحه تجربه کرد، اما به طور جدی زمین گیر نشد

3. Car manufacturers insist that seat belts can prevent the maiming of passengers in the event of a crash.
سازندگان اتومبیل تاکید دارند که کمربندهای ایمنی از معلول شدن مسافرین در هنگام وقوع سانحه جلوگیری می نماید

4. Landmines still kill or maim about 300 people every month.
[ترجمه ترگمان]مین‌های زمینی هنوز در هر ماه ۳۰۰ نفر را کشته یا ناقص می‌کنند
[ترجمه گوگل]ماین های زمینی هر ماه حدود 300 نفر را می کشند یا می کشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Automobile accidents maim many people each year.
[ترجمه ترگمان]تصادفات اتومبیل افراد زیادی را در هر سال معیوب می‌کنند
[ترجمه گوگل]تصادفات اتومبیل هر ساله بسیاری از مردم را می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was going to maim me.
[ترجمه ترگمان]می‌خواست به من آسیب برساند
[ترجمه گوگ ...

مترادف maim

ضرب و جرح (اسم)
battery , maim
صدمه (اسم)
indemnity , hurt , shock , harm , maim , concussion , injury , disservice , displeasure , scathe
نقص عضو (اسم)
maim
جرح (اسم)
maim , mayhem
کسیرا معیوب کردن (اسم)
maim
چلا ق کردن (فعل)
cripple , maim

معنی کلمه maim به انگلیسی

maim
• mutilate, disfigure, cripple, cause to be disabled; damage, harm, make useless
• to maim someone means to injure them so badly that part of their body is permanently damaged.

maim را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کاوه
نقص عضو شدن
Farhood
E.g. The atrocities have killed or maimed thousands of people

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی maim

کلمه : maim
املای فارسی : مائیم
اشتباه تایپی : ئشهئ
عکس maim : در گوگل

آیا معنی maim مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )