برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1546 100 1
شبکه مترجمین ایران

My

/ˈmaɪ/ /maɪ/

معنی: خودمانی، مال من، ای وای، متعلق بمن، مربوط بمن
معانی دیگر: از آن من، - م، - من، (ندا حاکی از شگفتی یا ناباوری و غیره) به به !، عجب !، پیشوند: عضله، ماهیچه (پیش از واکه می آید)

واژه My در جمله های نمونه

1. my acquaintance with him started two months ago
آشنایی من با او از دو ماه پیش شروع شد.

2. my advice had no influence on him
پند من بر او تاءثیر نداشت.

3. my advice to him was like water off a duck's back
پندهای مرا از یک گوش شنید و از گوش دیگر در کرد.

4. my ancestors migrated from lorestan and settled in kashan
نیاکان من از لرستان کوچ کردند و در کاشان ماندگار شدند.

5. my ancestors were exiled from lorestan to kashan
اجداد من از لرستان به کاشان تبعید شدند.

6. my appointment is at five p. m.
وعده‌ی ملاقات من ساعت پنج بعد از ظهر است.

7. my article was published in a book entitled milton and homer
مقاله‌ی من در کتابی با عنوان ((میلتون و هومر)) چاپ شد.

8. my assumption was wrong
فرض من غلط بود.

9. my aunt is a good-hearted woman
عمه‌ی من زن خوش قلبی است.

10. my baby brother
کوچکترین (کم‌سال‌ترین) برادر من

11. my baby's smile makes my day
لبخند کودکم روز مرا روشن می‌کند.

12. my back hurts
پشتم درد می‌کند.

13. my back is l ...

مترادف My

خودمانی (ضمير)
mine , her , his , theirs , its , my , ours , their , your
مال من (ضمير)
mine , my
ای وای (ضمير)
my
متعلق بمن (ضمير)
my
مربوط بمن (ضمير)
my

معنی عبارات مرتبط با My به فارسی

سن من 04سال است، من 04سال دارم، چهل سال ازعمرمن می گذرد
پدر هر دوی ما، پدر مشترک من و او
نقشه ام باطل شد
صندلی من پهلوی صندلی اوبود
رفیق، بنده خدا
گویی کسی ازمن سخن می گوید
(خودمانی) نه بابا!، برو بابا!، ای عحب
خیال من همواره در پیرامون این موضوع سیر میکندae
خورده پام پیچ
دوستان من
جانم، عزیزم
غصه من زیاد تر شد، بر اندوه من افزود
فرشته ی محافظ من
دستم ورم کرده
سرم دردمی کند
...

مخفف My

عبارت کامل: Malaysia
موضوع: مکان و موقعیت
مالِزی کشوری در جنوب شرقی آسیا و پایتخت آن کوالالامپور است. سازمان های دولتی و وزارت خانه های این کشور در شهر جدید پوتراجایا (پایتخت اداری) این کشور واقع است. مالزی عضو سازمان ملل متحد و اتحادیه کشورهای همسود است. این فدراسیون شامل سیزده ایالت در جنوب شرقی آسیا است. نام «مالزی» زمانی انتخاب شد که فدراسیون مالایا؛ سنگاپور، صباح و ساراواک یک اتحادیه متشکل از ۱۴ ایالت را تشکیل دادند. در سال ۱۹۶۵ سنگاپور از مالزی جدا شد و به کشوری مستقل تبدیل گردید.
مالزی دربردارنده دو ناحیه جغرافیائی است و دریای جنوبی چین آن ها را از هم جدا می کند: شبه جزیره مالزی یا مالزی غربی که بر روی شبه جزیره مالایی قرار دارد و از شمال با تایلند مرز خشکی دارد و از طریق جاده شوسه جوهور از جنوب با سنگاپور پیوند دارد. این کشور دربردارنده شاه نشینهای جوهور، کداه، پاهنگ، نگری سمبیلان، کلانتان، پراک، سلانگور، پرلیس و ترنگانا بوده و دو ایالت آن را فرمانداران ملاکا و پنانگ و دو منطقه فدرال پوتراجایا و کوآلالامپور سرپرستی می کنند. بورنئوی مالزی یا مالزی شرقی که بخش شمالی جزیره بورنئو را دربردارد باآنکه هم مرز اندونزی است، زیر سرپرستی حکومت شاه نشین برونئی قرار دارد. مالزی شرقی دربردارنده ایالات ساباح و ساراواک و حوزه فدرال لابوآن است. اگرچه از دیدگاه سیاسی این بخش را مالایی ها سرپرستی می کنند، اما جمعیت جدید مالزیایی با وجود اقلیتهای چینی و هندی یکدست نیست. سیاست های مالزی برای بیان ماهیت ادعاشده مشاوره ای آن گفته شده است و سه حزب اصلی تشکیل دهنده ناسیونال باریسان، هریک وابستگی خود را به یکی از گروه های نژادی کاسته است. تنها تنش مهم دیده شده در این کشور، از زمان استقلال آن تا کنون، شورشهای نژادی ۱۳می در آستانه مبارزه انتخاباتی و بر سر درگیری های نژادی بوده است. با این همه، مالزی الگویی از هماهنگی نژادی شمرده می شود.

معنی کلمه My به انگلیسی

my
• belonging to me
• oh my!, goodness!, oi! (expression of surprise or dismay)
• a speaker or writer uses my to indicate that something belongs or relates to himself or herself.
my back is killing me
• my back is really sore, my back hurts very much
my bad
• my mistake, it's my fault, i made the error, i'm wrong
my beloved
• my dearest, my sweetheart, my loved one, my cherished one
my computer
• utility program in windows 95 that allows users to manage the files and resources of a system
my darling
• my dear, my love
my dear
• my darling, my love
my dear fellow
• my precious friend, my dear comrade
my documents
• standard folder on windows computers where users can store their personal files
my face is my fortune
• i have nothing else except my good looks
my fair lady
• american musical based on the play "pygmalion" by george bernard shaw
my father
• my male parent
my flesh and blood
• related to me by blood, member of my family
my foot!
• (slang) nonsense!, no such thing! (expression of disbelief or disagreement)
my gad
• my god!, my goodness! (cry of surprise or shock)
my god!
• oh dear!, oh my goodness! (expression of surprise, shock, or disbelief)
my heart failed a beat
...

My را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

AliAsgharAbbasi
من
مانند =my family tree
معنی= درخت خانوادگی من
امیر
My:من
مثال
My book:کتاب من
My pencil:مداد من
امیر
My:مال من-من-برای جمله هایی استفاده می شود که در آن به ملک ما اشاره شده باشد.
My book was a funny:کتاب من جالب است
Haniyeh
من😍
صالح
my=متعلق به من
توجه کنید این کلمه با me فرق دارد و اشتباه استفاده نشود
Farnaz
My=مال من
زیادی بستگی به جمله داره
برای مثال
رنگ مورد علاقه ی من آبی است=my favorite color 's blue
Mobina
My:متعلق بع من
My Love
فرد مورد علاقه من :متعلق ب من
hediiii�i
My:متعلق به من.من
ضمیر ملکی است که باید قبل از کلمه به کار برد
Mary
یه اصطلاح جالب:ایا تا بحال میدونستید کهmy my یه اصطلاحه و به معنی: یا خود خدا.... است.
n.r
my means me
example i cant see my child

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی my

کلمه : my
املای فارسی : می‌
اشتباه تایپی : ئغ
عکس my : در گوگل

آیا معنی My مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )